طبیعت -معماری(بخش دوم)
شاید قوی ترین نوع الهام بخش طبیعت بر مصنوعات بشری را بتوان در یونان باستان مشاهده کرد .یونانیان به طبیعت احترام می گذاشتند .آنها تغییر فصول را جشن می گرفتند و این تغییر را از طریق جشن ها و مراسم با زندگی خود در می آمیختند آنها برای جنگل ها – زمین – آسمان –آب و باروی الهگان –به خدایان و نیمه خدایانی اعتقاد داشتند .الهگا ن الهام بخش ‚دختران خیالی الهام بخشی که اسم مفرد آنها(یعنیmuse) در شکل گیری واژه music تاثیر گذاشت ‚در طبیعت یونان یا در جنگل های متراکم مسکن داشتند.طبیعت و انسان یکدیگر را مخاطب قرار می دادند و باهم گفت گو می کردند .مردان و زنان جوان به عناصر ‚ ارکان و بن مایه های طبیعت تغییر شکل می یافتند .اسطوره شناسی یونانی سر شار از اسطوره هایی در باره مواجهه انسان و طبیعت است.زنان زیبا ‚شیطان ‚زمین ‚فصول ‚مرگ و زندگی ‚و انسان و طبیعت نقش های خود را با یکدیگر معاوضه می کنند.اینان در اساطیر یونان باستان به یکدیگر وابسته اند.
بنا به روایت اساطیری ‚گل های وحشی و خار ها به سر ستون های کورنتین تبدیل شده اند و مار پیچ ‚شکل طبیعی تناسبات و رویش زندگی ‚نقش خود را به سر ستون یونیک بخشید.زیبایی طبیعی معابد یونانی در نوع خود بی نظیر بود ;معابدی در مجاورت چشمه هایی زیر سایه سار در ختان ‚بر فراز در هایی پوشیده از در ختان زیتون ‚ در سایه سار کوها ی سر برافراشته –یا درکنار رودها ی خروشان المپ ‚نظاره گر غروب خورشید در پس در یا ...و بسیاریاز این دست .المپ استعاره خانه خدایان یونان باستان بلند ترین کوه سرزمین یونان بود ;پارنا سوس کوهی دیگر با زیبایی وصف ناپذیر ‚ که برای انسان ها سهل الوصول تر بود .
طبیعت برای پیشینیان سیرتی دوگانه داشت : 1-زمینی 2- کیهانی
جنبه اول شامل هر چیزی بود که برای آنها قابل دیدن ‚احساس کردن و تجربه کردن بود.آنها ساختمان های خود را در مکانهایی می ساختند که قابل روئت و محسوس بود ;آنها با الهگان خویش در نمایش شرکت می کردند ‚از ایشان سر خوشی می یافتند و آنها را می ستودند .جنبه دوم شامل جهان فرادست و کیهان بود ; آنها تلاش می کردند تا آن را با ذهن خود در یافت و با هنر خود بیان کنند.جلوه اول طبیعت مبتنی بر دریافتی محسوس بود ‚و یونانیان باستان با احترام گذاشتن به عوامل محسوس در طبیعت دست به ساخت و ساز می زدند.آنها از طبیعت محافظت می کرند و از زمین های بکر برای کشاورزی و دیگر امور زندگی بهره می جستند .علاوه بر آن خانه های خود را نیز در امتداد و در هماهنگی با تو پو گرافی ‚ روی تپه ها و کوههای کم ار تفاع و با عنایت به بهینه سازی شیوه های اجتماعی ‚اقتصادی ‚و نیز کاربرد انرژی بر پا می کردند .آنها از قانون طبیعت در استفاده حداقل از انرژی و جلوگیری از اتلاف آن پیروی می کردند .آنها با دنبال کردن رد پای بزا و گوسفند ان خود مسیر بهینه را برای جاده کشی انتخاب می کردند .آنها نسبت به دید و مناظر سکونتگاه های خود به اماکن مقدس شرق و غرب بسیار حساس بودند و ساختمانهای مهم و محوطه های مقدس را با دقت نظر مکان یابی می کردند .((استقرار آتنی ساختمان ))(شیوهای که ی/نانیان برای ساخت و ساز در ایالت آتیکا ‚که آتن در آنجا قرار دارد به کار می بردند)طریقهای از احترام گذاشتن به قوانین طبیعی ساختمانی بود ‚در ضمن مناظر و قداست جهان آتنی را نیز حرمت می نها د.آنها با استقرار دقیق پار تنون و ارختیون دید به کوه مقدیس همیتوس را در شرق فراهم آورده بودند.دکسیاد ازطریق پژوهش های خویش در یافت که ((استقرار آتنی ساختمان ))نوعی تجربه طراحی همگانی بوده که به قطب ها ی مهم دسترسی به مجموعه ای از ساختمان های عمومی یا یک مجموعه مقدس بستگی داشته است.بیشتر متون معماری با این گونه عناوین خاص شروع می شوند . شاید زمینی ترین و جامع ترین این عناوین در آثار وینسنت اسکالی از جمله ((زمین ‚معبد و خدایان ))باشد. به هر حال شاید این دلمشغولی به جنبه نا محسوس طبیعت ‚مهم ترین عامل شکوهمندی در یونانیان باستان باشد.آنها گاه این جنبه نا محسوس را از طریق عناصر محسوسی چون ستارگان –ماه و خورشید ادراک می کردند ; و گاه آن را به مثابه روح مطلق می پنداشتند و سر مست آن می شدند.تمدن بشری با تلاش انسان برای ار تباط با طبیعت و فهم آغاز شد ; طبیعتی که برای او سادگی در یافتنی نبود .شاید بتوان گفت که کل فرایند پیشرفت و تکامل بشری حاصل معاشقه او با طبیعت بوده است ;تلاشی پیوسته برای ار تباط بر قرار کردن با اصول قوانین آن و به واسطه آن ار تباط با انسان های دیگر .
منبع:
آنتونیا دس-آنتونیسی-بوطیقای معماری(آفرینش در معماری )-ترجمه-احمدآی-انتشارات سروش۱۳۸۶
زهرا رستمي

