رویکردهای درست به طبیعت

رویکردهای درست به طبیعت : از شاعرانگی سولیوان تا جامع نگری آلتو 

 بخش دوم

.ارتباط دو سویه معماران با طبیعت در هر دو سح نامحسوس و محسوس روی داده است آنها به طبیعت از طریق زیر یه طور نامحسوس پاسخ گفته اند:

1- الهام بخشی استعاری   2- ار تباط ذهنی    3- توکل زاهدانه  ‚ نیایش شخصی و حتی قربانی کردن خویش

واکنش محسوس آنها به طبیعت از طریق رویکرد های ذیل حاصل شده است:

1- سختمانهای در آمیخته با خطوط زمین  ‚در پلان و نیز در برش   2-((ارتقای))خطوط زمین از طریق ایجاد تضاد با خطوطی که از قبل در تر کیب بندی سایت حضور داشته اند; یا با خلق تنش با و وضعیت های طبیعی غیر الهام بخش و خنثی   3- تضاد مصنوع بشر با زمین  ‚ در پلان یا دربرش 4-پیروی کامل از طبیعت –دست نخورده نمایاندن زمین –ضمن ((دفن)) و ((غوطه ور ساختن)) ساختمان در زمین   5- در هم آمیختگی فضای داخلی و خارجی  ‚ از طریق تدابیر تداوم دید و تخاخل یا از طریق ناصر فضای خارجی در فضای داخلی  6- تاکید و پرداختن به مصالح 7-واکنش های تقلیدی از قبیل :بر داشت های صوری از طبیعت یا برداشت جوهری –وجودی از ویژگی های قوانین طبیعت   .

زهرا رستمی

 

رویکردهای درست به طبیعت

 

رویکردهای درست به طبیعت : از شاعرانگی سولیوان تا جامع نگری آلتو  بخش اول

امروزه آثار معمارانی چون لوییس سولیوان  ‚ فرانک لوید رایت  ‚لوکوربوزیه  ‚الیل سارینن ‚گونار آسپلوند  ‚و آتو به ما اطمینان می بخشد که رمانتیک بودن در معنای غیر ارتجاعی آن بیانگر هیچ گونه فریب یا ضعفی نیست.این نوع رمانتی سیسم  ‚ معماری را غنا می بخشد و آن سر شار از احساس و انگیزش می کند .ما  چنین دریافتی از طبیعت را حالتی از ((رویکرد در ست رمانتیک )) می نامیم . و در مقابل نگرش اکسپرسیونیست های فرم گرای ار تجاعی را به مثابه ((رویکرد نادرست))می شناسیم.اولین نشانه انگیزش های رمانتیک با ((رویکرد درست))این  است که طراح به جست و جوی محیط های طبیعی استثنایی به عنوان عاملی برای الهام بخشی  ‚ مئوثر بر می شمردند.معماران و شاعران از جمله مصادیق این حکم هستند.آنانی هم که به دلایلی خاص نتوانستند برای خود ماوایی شخصی در دل طبیعت فراهم کنند  ‚ برای کشف اسرا طبیعت و راز یگانگی آن  ‚ به تکاپو پرداختند در این مورد والت ویتمن و جان اشتاین بک مصادیقی مناسب هستند.تصادفی نیست که بیشتر هنرمندان خلاق  ‚ برای سکونت ود د رجست جوی محیط های طبیعی منحصر به فرد هستند .پیکاسو به یک معنا طبیعت را با هنر خود و هدفش از زندگی برابر می دانست. ژرژ براک –واسیلی کاندینسکی –پل کله و بسیاری از نقاشان دیگر و نیز معمارانی چون لوییس بارگان –لارنس هالپرین-دیمتریوس پیکیونیس و میگل آنخل روشا- از طبیعت بسیار آموختهاند و آموزه های آن را از طریق آثار و نوشته هایشان نشان داده اند .اسکیس از طبیعت و شکل های طبیعی روش مورد علا قه آنها برای مطالعه بوده است .نکته دیگر زندگی بسیار نزدیک با طبیعت برای مدت طولانی است که برای آنها بسیار مهم بوده است .بعضی اوقات ارتباط صمیمی خاص با طبیعت  ‚به نقطه عطفی در زندگی هنر مند تبدیل می شود.بساری اعتقاد دارند هیچ کس نمی تواند طبیعت را به شیوه ای پویاتر از معمارن ببیند  ‚ زیرا که آنها  طبیعت را از زوایای دید متعددی نظاره می کنند .آنها به روش و قواعد سخت عناصر طبیعی مختلف توجه می کنند و به همان اندازه ب ((علل)) تغییرات و پویه شناسی پدیده های طبیعی می پردازند.

منبع:

آنتونیا دس-آنتونیسی-بوطیقای معماری(آفرینش در معماری )-ترجمه-احمدآی-انتشارات سروش۱۳۸۶

 

زهرا رستمی