انسان، طبیعت، معماری

پایداری  شهری

قسمت اول

با افزايش بيش از پيش توان تاثير انسان بر محيط زيست و رشد بي سابقه جمعيت در قرن حاضر و توسعه شهرها ، زيست

بوم هاي كره زمين دچار بحران شده است. آثار منفي زيست محيطي شهر تا آن اندازه افزايش يافته كه بزرگترين تهديد در

مقابل اين زيست بوم ها شمرده مي شود. مصرف بي رويه منابع (بوم شناختي ، اقتصادي و اجتماعي) نگران كننده است و يكي از تبعات آن مورد تهديد واقع شدن و عدم پايداري در كيفيت زندگي شهري است.

پايداری

تعريف پايداري از ديدگاه توسعه اي:

الف: پايداري به توانمندي جامعه اكوسيستم و يا هر سيستم د رحال فعاليت كنوني اطلاق مي شود كه مي تواند تا آينده نامعلوم  ادامه فعاليت داده بدون اينكه بر اثر فرسايش يا تهي شدن منابع كليدي به حكم اجبار به سمت سقوط هدايت شود

ب: توسعه اي كه كيفيت زيستي انسان را در چارچوب ظرفيت حامل  سامانه هاي پشتيباني كننده محيط زيست (اكوسيستم بهبود مي بخشد.

ابعاد پايداري

پایداری بوم شناختي :

پايداري بوم شناختي را مي توان در تداوم و ارتقاي سلامت و كاركردهاي اصلي محيط زيست تعريف نمود.

اصل مهم در تفكر پايداري نگرش چند مقياسي / فرامقياسي نسبت محيط زيست و مديريت فعاليت هاي انساني در چارچوب

چنين چشم اندازي از محيط مي باشد . بر مبناي تعريف ، هر فعاليت توسعه انساني ( نظير ساخت محيط انسان ساخت ). در حيطه يك يا چند بوم سامانه اصلي اتفاق مي افتد . لازمه برقراري و يا تداوم حالت پايدار در يك بوم سامانه همزيستي و ارتباط متعادل تمام اركان و عناصر آن با يكديگر و با محيط فراتر مي باشد .

پايداري اجتماعي فرهنگي

تغييراتي كه براي به بارنشستن آينده پايدار ضروري است ، همواره قيد و بند فرهنگ اجتماعي هر جامعه مي باشد ولازمه آن تغيير و بازبيني الگوها و ارزش هاي اجتماعي ناهمسان و نيز احياء باورها، سنت ها و الگوهايي است كه رشد درفرهنگ تاريخي يك جامعه داشته و موافق و منطبق با تفكر پايداري مي باشد .نخستين قدم در اين فرآيند تضمين قطعي دررفع نيازهاي اصلي جامعه است همچنين اقتصا ددانان نقش نظام هاي اجتماعي را در نيل به فرآيند پايدار رشد اجتماعي به كمك دو اصل سرمايه

          انساني

           سرمايه اجتماعي

توضيح مي دهند.

جامعه پايدار:

 بر اين مبنا جامعه پايدار ، جامعه اي است كه در آن همزيستي متعادل جامعه انساني و محيط زيست طبيعي در راستاي بهره مندي توامان اجتماعي – اقتصادي برقرار گردد. خصوصيات چنين جامعه اي عبارتند از:

الف) بهره مندي مكفي از سرمايه هاي اصلي

ب) مشموليت / دربرگيرندگي (تنوع نژادي و فرهنگي و... در جهت افزايش سرمايه اجتماعي)

ج) برخورداري از سلامت ورفاه

د) برخورداري از آموزش 

ه) رشد و ارتقاي تعامل اجتماعي

 و)برخورداري از اصول و ارزش هاي پايدار


زهرا رستمی

 


نوشته شده در Sun 11 Dec 2011ساعت 14:17 توسط Zahra Rostami|

 

تولید برق از شبنم

 گروهی از محققین ایالات متحده آمریکا با شبیه سازی فرایند تعریق برگها و تولید شبنم توانسته اند مولد الکتریکی بسازند که می توان از آنها برای تولید برق استفاده کرد.این محققان معتقدند: از آنجا که برگ های طبیعی به طور پیوسته آب خود را از طریق ریشه های درخت و آوند ها در یافت کرده و سپس در جریا ن فرایند ی که(( فراتراوش)) نامیده می شود از دست می دهند.بنابراین می توان از طریق تولید برگ های جدید مصنوعی نیز پمپاژ آب را به طریق مکانیکی شبیه سازی کرد  از این فرایند برای تولید الکتریسیته استفاده نمود.دانشمندان برگهای خود را از روی هم قرار دادن لایه های شیشه ای ساختند که در میان آنها شبکه ای از لوله های مویین حامل آب قرار داده  شده بود .دقیقا مانند آوند های روی یک برگ طبیعی .

 

آوند های کوچک تر تا لبه لایه های شیشه ادامه می یابند و انتهای آنها بازاست تا قطرات آب از آنجا خارج شده و تبخیر شوند.به این ترتیب در آوند میانی برگ که دیگر آوند ها ازآن منشعب شده اند آب را با سرعت تقریب ی5/1 سانتی متر بر ثانیه حرکت می دهند.این دانشمندان  صفحات فلزی را به دیوار های آوند اصلی افزودند و آنها را به یک مدار متصل کردند .صفحات بار دار شده و آب درون آوند ها –ساندویچی از دولایه رسانا را به وجود می آورند که با یک لایه عایق از هم جدا شده و در عمل یک خازن ساخته می شود.با قطع متناوب جریان آب به درون آوند این برگ به یک منبع تولید برق تبدیل می شود.این کار هم با وارد کردن متناوب حبابهای هوا به داخل آوند انجام می شود.با توجه به خصوصیات الکتریکی متفاوت هوا و آب هر بار که یک حباب از میان صفحات عبور می کند ظرفیت این دستگاه تغییر می کند و به این ترتیب یک جریان الکتریکی کوچک به وجود می اید این جریان از یک مدار خارجی می گذرد که به نوبه خود برای اعمال ولتاژبه یک خازن ذخیره انرژی مورد استفاده قرار می گیرد.هر چند که خروجی توان این روش قابل رقابت با فناوری خورشیدی نیست –اما این سیستم می تواند به عنوان یک فناوری تکمیلی عمل کند (نور خورشید ی که انرژی الکتریکی خورشیدی را تامین میکند می تواند با تسریع در فرایند تبخیر –انرژی الکتریکی تولید شده از سیستم اصلی خورشیدی را نیز تقویت کند.

نوشته شده در Sat 23 Jul 2011ساعت 14:30 توسط Zahra Rostami|

 

بخش اول

هندسه خانه زنبور عسل

هر یک از خانه های زنبور عسل از یک شش ضلعی که شش زاویه دارد تشکیل شده.این شش ضلعی روی یک هرم قرار گرفته.وضع ساختمان این خانه ها از لحاظ هندسی طوری است که وقتی عسل در آن پر شد. هرگز نمی ریزد مگر این که ناگهان یکی از ردیفها که هر یک دارای خانه های مختلف است خراب شود.به گفته دکتر ریید از مشاهیر علم هندسه –اگر ما بخواهیم از فضاییی استفاده کنیم به طوری که هیچ نقطه خالی بدون فایده بین بناهای ان باقی نماند باید آن فضا را به سه طریق تقسیم کنیم:

1-در آن مثلث هایی به وجود آوریم که هر سه ضلع آن مساوی باشد.

2-مربع هایی بسازیم که هر چهار ضلع ان متساوی باشند.

3-شش ضلعی هایی به وجود آوریم که هر شش ضلع متساوی باشند.

ولی مزیت شش ضلعی متساوی الاضلاع بر سایر اشکال بیشتر است و زنبور ها هم همین شکل را برای ساختمان خود انتخاب کرده اند.این نظم که زنبور ها در در ساختن خانه از آن پیروی می کنند چند فایده بزرگ دارد:

1-   به وسیله این گونه مهندسی زنبور ها حد اعلای صرفه جویی را رد موم می نمایند

2-  با این مهندسی در تمام فضای یک ردیف –خانه ساخته می شودبدون آن که یک میلی متر فضای خالی و بدون مصرف در ان بماند.

3-  از لحاظ استحکام ساختمان –زنبورها بهترین را اجرا می کنند به طوری که می توان گفت که اگر روزی ما انسانها بتوانیم این طور ساختمان بسازیم که قاعده هر خانه یک هرم و خود خانه شش ضلعی باشد هرگز خانه ها ی ما ویران نخواهد شد-برای اینکه هر خانه نگه دارنده خانه دیگر است و خود نیز از طرف خانه های دیگر نگاه داشته می شود.

زهرا رستمی

 

 

نوشته شده در Wed 22 Jun 2011ساعت 21:30 توسط Zahra Rostami|

 

 طبیعت انجیل من است

فرانک لویدرایت

فرنک لوید رایت در یک مصابحه تلویزیونی در سال 1953 در جواب این سئوال که: آیا می توانید در مورد مطالبی که شما آن را به عنوان نو آوری های شخص خودتان در معماری به حساب می آید  توضیح دهید؟

وی چنین پاسخ می دهد :((اولین آن پلان  باز بود.به جای اینکه یک ساختمان به معنی تعدادی جعبه باشد که در کنار هم و در داخل هم قرار گرفته باشند. خارج کم کم به داخل آمد و داخل هر روز بیشتر به خارج راه پیدا کرد.این تحول چنان ادامه پیدا کرد که سرانجام به سبکی نو از پلان دست یافتیم))

ساختمانهای مسکونی رایت کاملا با محیط مرتبط اند به گونه ای که این احساس به انسان دست میدهد که این دو در حال استحاله در یکد یگرند.به نظر رایت هر خانه بایستی با محیط خود یک واحد را تشکیل دهد .او در سال 1910 می نویسد:((در معماری ارگانیک مطلقا غیر ممکن است که ساختمان را امر جداگانه –وسایلش را چیز دیگر و سرانجام مکان محیط آنرا نیز باز  چیز متفاوت تلقی نماییم. معماری طبیعت گرا که این ساختمانها همه بر اساس آن طرح شده ا ند –تمامی این اجزا را یک کلیت واحد می شناسد.رایت با کمال سر سختی از مصالح طبیعی از قبیل چوب و سنگ و غیره استفاده می کرده و در تمام مدتی که در شیکاگو مشغول به کار بود هرگز از اسکلت فلزی یا بتن مسلح استفاده نکرد.

معماری طبیعت گرا ی او طبیعتا نوعی معماری در ارتباط نزدیک با زمین را ایجاب می کرد و همچنین نظریات شخصی او در مورد سکونت به معنی فراگیر – مانع از این می شدند که او نیز چون میس وان در روهه به عنوان مثال یک دیوار را فقط با شیشه بسازد .ارتباط بیرون و درون در ذهن او ارتباطی بسیار لطیفتر و جامع تر بود:((احساس جاافتادگی فضا ها این نیاز را به وجود می آورد که در درون –صحبت از بیرون باشد  و بیرون نیز خود را به درون کشانده اینک درون و بیرون می تواند یکی شوند.در معماری ارگانیک خوب- به سختی می توان گفت  در کدام نقطه خانه آغاز می شود و در کدام نقطه خانه پایان می یابد .این درست همان چیزی است که بایستی تحقق یابد –چرا که معماری ارگانیک بیانگر این مطلب است که ما به طور طبیعی موجوداتی وابسته به زمین هستیم .

دیدگاه رایت در مورد بین درون و بیرون تنها مظهر وابستگی او به طبیعت نیست بلکه دید گاه عمومی او در مورد فضا-به نحوی کاملا فراگیر ی-گویای این وابستگی است و نتیجه این وابستگی چیزی است که او عنوان معماری ارگانیک را به آن  داده است.این نوع معماری خود را در مساله فضا به تنهایی محدود نمی کند بلکه شامل مسایل دیگر از قبیل مصالح و فرم و غیره نیز می گردد یک چنین مسایل است که سرانجام  باعث می شود که بگوید((طبیعت انجیل من است)).

 

معماری فرانک لوید رایت و ایده معماری ارگانیک او برای اولین بار از طریق یک نمایشگاه بسیار موفق در سال 1910به اروپا قدم گذاشت و از آن زمان تا کنون در تحولات معماری تمام اروپا تاثیر کاملا چشمگیری داشته است.

منبع:یورگ کورت گروتر-زیبایی شناسی در معماری -انتشارات دانشگاه شهید بهشتی-۱۳۸۶تهران

 

 زهرا رستمی

نوشته شده در Tue 21 Dec 2010ساعت 16:55 توسط Zahra Rostami|

 

گالري شماره يك خانه عکاسان ايران ميزبان نمايشگاه عکس «طبيعت و معماري» از آثار چهار عكاس عضو انجمن عکاسان «نگاه» شد.
گالري خانه عكاسان ايران عصر روز گذشته با عكسهاي متنوعي از طبيعت و معماري پوشيده شده بود.

 

عکس‌هايي از طبيعت بكر ايران و بناهاي معماري اين كشور كه در نوع خود بي همتاست. در مجموع 50 قطعه عكس 50×70 و 100×70 به صورت سياه و سفيد و رنگي به نمايش درآمدند.

عليرضا رنجبر شورابي، جواد سيدي، سعيد شجاعي، کاوه فرزانه و علي مهاجران چهار عكاسي هستند كه ماحصل عكاسي خود از مناطق مختلف ايران را در اين نمايشگاه عرضه كرده‌اند.

اين چهار عكاس در بخشي از يادداشت خود بر اين نمايشگاه نوشته‌اند:« هنر خاستگاهي عميق و پهناور در هزارتوي وجودي آدمي دارد و به واقع كلام، نوعي خاص از ديدن است. ديدني با همه‌ي ابزارهاي حسي آدمي؛ و در اين ميان ديدن آنچه هست يا حقيقت، بي‌شك نشات گرفته از روح انسانيت است و در اين ميان تصويرگري به مدد گذر نور از جعبه‌اي تاريك، خورشيدي را مي‌نمايد كه هم گرمي‌بخش است و هم روشنگر.مي‌توان دگرگونه عمل كرد و انديشيد».

در ادامه آمده است:« آنچه در اين مجموعه در برابر چشمان شماست، خاستگاه اينچنيني داشته است ،چرا كه تصويرگر واقعيت‌ها به حقيقت وفادار است. زين‌روست كه مي‌تواند هم اثرگذار باشد و هم مامن شاهكارهايي براي نيروگرفتن دوباره، متوازن‌تر و متكامل‌تر. تصويرگري آنچه كه هست انتخاب چهارچوبي است از ميان خيل بيكران قابهاي بصري كه برخاسته از روح و روان فرد است و مختصات توام زماني و مكاني دارد. طبيعت با نهادها وگره‌هاي بيكران خود؛ ساخته شده با دست و چه به صورت بكر و دست نخورده نگاه ما را به كرانه‌هاي اسرار خود فرا مي‌خواند تا كاشف اسرار هستي شويم».

عکس‌هاي اين نمايشگاه  در پايگاه خانه عکاسان ايران به نشاني www.iranipc.ir قابل مشاهده است.
 
منبع:http://www.armanshahr.org/3-X-X-0-832
نوشته شده در Fri 26 Nov 2010ساعت 18:9 توسط Sarrafi nik|



 علی خیابانیان:
با هزاران شکر به درگاه پروردگار زیبایی و خلاقیت، بعد از 16 ماه تلاش بی وقفه، جلد دوم از کتاب خلاقیت در فرایند طراحی معماری نیز منتشر شد. ممنونم از لیلی عزیز و شادی خانونه کوچولو که محکم ترین تکیه گاه و زیباترین مشوق من بودند و تشکر ویژه از دوست و همکار خوبم عطا چوخاچیان که در طراحی، تنظیم و چاپ کتاب مرا بسیار یاری کرد. سپاس از دوستانی که با آثار خود به غنای کتاب افزودند. (فرناز دیبازر، هادی جوانی، زهرا علاقمندان و زهرا ریسمانچیان) امید که در مجلدهای بعدی با همکاری دوستان بیشتری بتوانیم گام های موثرتری در زمینه طراحی معماری برداریم. مهم ترین سپاس من برای دوستان و اساتیدی است که با خرید و معرفی کتاب در دانشگاه ها بر انگیزه و اشتیاق ما افزودند. با یاری این دوستان در عرض 6 ماه کتاب اول به چاپ دوم رسید. امید که با یاری پروردگا ر و لطف دوستان جلد سوم را نیز پرباتر از جلدهای قبلی به چاپ برسانیم.بر خلاف جلد اول که شامل مباحث نظری و تکنیک ها و دیاگرامهایی از فرایند طراحی بود، جلد دوم شامل تصاویر و پروژه هایی است که تجسم مفاهیم و مطالب جلد یک است. روندی که از اسکیس های مفهومی شروع شده و با مدل های سه بعدی به طرح اولیه ختم می شود. پلان تعدادی از پروژه ها نیز برای توضیح بیشتر آورده شده است.از دوستانی که مایل به همکاری در زمینه فرایند طراحی معماری برای جلد های بعدی صمیمانه دعوت به همکاری می کنم. برداشتن اولین قدم جسارت بالایی می طلبد، این قدم برداشته شده است و کاروان خلاقیت به راه افتاده است، تنها کافی است دست در دستان هم نهیم و به افق های دور بنگریم.

 


زهرا رستمی
نوشته شده در Mon 15 Nov 2010ساعت 0:29 توسط Zahra Rostami|

 

 بخش اول

رنگهای نمادین

رنگ و نور همواره در قالب بخشهایی اساسی از حیات ما بر روی کره خاکی مطرح بوده اند .یکی از نخستین آثار ثبت شده از نیروهای جادویی رنگ را می توان در غارها(( لاسکاکس)) و ((آلتی مارا )) مشاهده کرد. در این نمادها نقاشی هایی تزئینی از انواع حیوانات زینت بخش دیوار ها ی داخلی شده است.نقاشان این تصاویر نقاشی های خود را با دست ترسیم نموده و با استفاده از ساده ترین رنگ های طبیعی که در کف غارها در دسترس بوده همچون سنگ آهن قرمز و زرد- منگنز و گل سیاه تنوع قابل ملاحظه ای از رنگ ها را در هنر خود به کار گرفته اند.بر دیواره غار لاسکاکس و آلتی مارا رگه های در خشانی از بلور های کربنات آهک- رنگ سفیدی را برای نقاشان پیش از تاریخ فراهم آورده بود که می توانستند به کمک آن سایه های محو و عمق میدان های جالب توجهی را خلق کنند. انسان ماقبل تاریخ  با مشاهده دگرگونی رنگ های طبیعت خیلی زود به اهمیت رنگ ها پی برد: در چرخه شبانه روز به هنگام غروب خورشید - افق قرمز رنگ پایان فعالیت روزانه را نشان میداد و نیاز برای فرو رفتن در امنیت غارها را به منظور دور بودن از خطرات تاریکی شب سیاه اعلام می کرد. قرمز و سیاه نیز همواره به عنوان رنگ های نمادین حیات و مرگ به شمار می آمدندونخستین بارانسانهای غار نشین از این دو رنگ برای تزئین گور مردگان خود استفاده می کردند و بعد ها اخلافشان آنها را جهت آراستن آثار هنری خویش به کار بردند.   با پیشرفت انسان کشیدن تصاویر در دوران غارنشنی و تزئین دیوار ها در میان جوامع قبیله ای جایش را به خود آرایی بر سطح بدن داد . در ابتدا برای این کار از انواع اشیا طبیعی مانند برگ- پر- صدف و رنگ استفاده می کردند  .در هر قبیله و اجتماعی تمامی اعضا سطح بدنشان را مطابق با طرح بخصوص رنگ آمیزی می کردند تا موقعیت خاص خود را در جامعه پیرامونشان نشان دهند.  این گونه رنگ آمیزی ها در زمان های مهمی از حیات فرد به هنگام آغاز دوره جدیدی از زندگی او(تولد-بلوغ-ازدواج-مرگ) انجام می دادند.رنگ بدن و شیوه خود آرایی نشانگر هویت و تعلق هر فرد به جامعه ای خاص بود و در عین حال موقعیت او را در میان سایر اعضا تعیین می کرد و مبین نقش اجتماعی وی بود. رنگ ها و طریقه های مختلف رنگ آمیزی به افراد یک قبیله بخصوص یا قبایل دیگر –امکان می داد تا اشخاص را از یکدیگر تمیز دهند و در نتیجه به مثابه به مدل های خاص لباس (درست مانند لباسهای متحد الشکل افراد پلیس –کارمند-پرستاران-پزشکان) عمل می کردند.

Image and video hosting by TinyPic

امروزه رنگ آمیزی بدن به اشکال مختلفی صورت می گیرد .افراد از انواع رنگ های آرایشی (معمولا برای صورت) استفاده می کنند .خانم ها به منظور ایجاد تغییر در قیافه خود با پر رنگ تر کردن رنگ های طبیعی صورت چهره شان را می آرایند و بازیگران به منظور ایجاد مئوثرین و بهترین تاثیر گذاری حین اجرای نقش –از رنگهای قوی ترین نورها بهره می گیرند.مصریان باستان از ترکیبی آبی رنگ (که احتمال زیاد حاصل آزمایشاتی بوده که برای ساخت شیشه انجام داده اند) به عنوان نمادی از الوهیت – حقیقت و کمال استفاده می کردند .این ویژگی های رنگ آبی – خصوصیات نمادینی بود که بعد ها در تمثال مریم عذار نیز ظهور کرد.

در هندوستان –عروسهای هند  به مدت شش روز قبل از مراسم ازدواج لباس کهنه زرد رنگی بر تن می کنند تا ارواح پلید را از خود برانند . در مراسم ازدواج نیز عروس و کاهنی که عقد را جاری می سازد هر دو لباس هایی به رنگ زرد می پوشند –درحالی که در چین کسی که قرار است ازدواج کند قرمز رنگ در بر می کند چرا که قرمز برای چینی ها نماد زندگی تازه و آینده ای خوب و شاد است .سفید برای پارتنونهای (Parthenon) یونانی (به معنای باکرگی و پیکره آتنا (athene) اصلی ترین رنگ به شمار می رفته – و هنوز هم رنگی است که اکثر عرو سهای غربی به تن می کنند (هوارد و دورتی 1378) .ارغوانی –مقدس ترین رنگ نزد یونانیان و رومیان بوده است .این رنگ را از نوعی صدف حلزونی تهیه و برای آراستن خدایان و امپراطوران ذخیره می کردند .چینی ها از دیر باز نقاشانی ورزیده و کار آموزده بودند.

موزائیک های چند رنگ رومی و بیزانسی که با قدرت رنگ آمیزی گردیده اند از اولین هزاره عصر مسیحیت در اروپا نگهداری شده است . هنر موزائیک ضرورت های قدرت رنگ آمیزی را در مرتبه ای والا قرار داد زیرا عرصه رنگی در موزائیک از قطعات رنگی و عناصر متعددی ترکیب شده است که هر کدام نیاز به توجه و انتخاب مناسب دارد.مقبره با شکوه(( گالاپلاسید)) در ((راونای)) ایتالیا زیر سلطه اتمسفری استثنایی و رنگین از نور خاکستری قرار دارد. این اثر با غوطه ور ساختن موزائیک آبی رنگ دیوار های داخلی در نوری نارنجی که از پنجره های باریک مرمری و نارنجی رنگ عبور می کند و  به وجود آمده است. رنگهای نارنجی و آبی رنگهای تکمیلی هستند و با اختلاط آنها رنگ خاکستری حاصل می شود. همچنانکه تماشاگر در معبد به گردش می پردازد مقادیر متفاوتی نور دریافت می کند که متناوبا با رنگهای نارنجی و آبی تشدید می شود و دیوار ها با زوایای دائما متغیر این رنگها را باز تاب می بخشد این درهم آمیختگی احساسی از غنا و سرشاری رنگ به وجود می آورد .

در تزئینات پیشین قرون وسطایی راهبان ایرلندی در قرون 9و8 لوحه های رنگین با تنوعی فراوان و نکته سنجی بسیار می یابیم .حیرت انگیز تر از همه قدرت در خشندگی رنگ –صفحاتی است که در آن رنگهای بسیار متنوع در خشندگی  یکسان دارند.اثرات زنده سرد و گرم حاصله از این رنگها چنان کم نظیرند که از آن زمان تا عصر امپرسیونیست ها و ((وانگوگ)) هرگز نظیر آن را نمی یابیم.

 

محمودی.کوروش - شکیبا منش.امیر –اصول ومبانی رنگ شناسی در معماری و شهر سازی –انتشارات هله-چاپ اول 1384

 

 بخش دوم :رنگها در مذاهب و اماکن مقدس

بخش سوم:رنگ در شهر

بخش چهارم: بررسی رنگ در دوشهراز کشورهای  نروژ و و انگلستان

 

زهرا رستمی

 

نوشته شده در Thu 10 Jun 2010ساعت 16:15 توسط Zahra Rostami|

بخش دوم

مصادیق در پروژه ها :

پروژه کلیسای روکو 1986-Rokko

این پروژه تمامابر اساس اصول سازماندهی فضاهای مقدس ژاپنی (که جهت رسیدن به خلوص وآمادگی برای ورود به بنای اصلی می باشد)طراحی شده است که به خصوص  حائز مشترکاتی است با بنای کهن مقبره به نام شیسن دو shisen –do  و آندو محتوای فضا و حرکت فضایی را در ارتباط با مقبره شیسن دو به خوبی نمایانده است.

-اولین مرحله: در ورود به فضای مقبره شیسن دو, گذر از داخل یک ورودی بسیار کوچک است.در کلیسای آندو نیز ابتدا گذر از پلکان , از طریق یک ورودی کوچک ,داخل فضای تاریک و محقر یک باغچه ی ژاپنی می شویم(گذر از ورودی بسیار کوچک اولین تکنیک فضایی ژاپنی جهت آمادگی و خلوص در افراد است)

-مرحله دوم: در مقبره شیسن دو ,عبور از پلکان کم عرض و تنگی است ,که از دو طرف توسط در ختان پوشیده شده است.عرض بسیار کم مسیر در اینجا در افراد حس حرکت می نماید . در کلیسای آندو نیز در ادامه از مسیری کم عرض و باریک می گذریم که از یک سمت با دیواری کوتاه و از طرف دیگر با درختان پوشیده شده است.(تکنیک دوم استفاده از مسیر کم عرض و ایجاد حس حرکت ضمن دوری مقصد است.گویی راه زیادی تا خلوص نهایی مانده است)

 

-مرحله سوم: در مقبره شیسن دو , مواجه شدن با بن بست شکل گرفته با گیاهان در انتها ی مسیر باریک و طولانی پیموده شده و یک تغییر جهت ناگهانی در مسیر است , که گویی در ابتدا حس دور شدن از مقصد اصلی یا دشواری دستیابی به مقصد نهایی را ایجاد می نماید.در کلیسای آندو نیز مسیر پیوده شده در ابتدا ظاهرا به بن بست ختم می شود ,که توسط پلکانی و با یک تغییر جهت U شکل ادامه می یابد.

مرحله چهارم: در مقبره شیسن دو ,رسیدن به یک فضای کوچک استراحت است ,که بعداز تغییر مسیر ناگهانی و خستگی راه تجربه می شود.در کلیسای آندو نیز این فضابه فرم نیم دایره در پلان در نظر گرفته شده است.

-مرحله پنجم: تکنیک فضا سازی در این مقبره قدیمی ,تکرار است. بعداز گذر از این همه  مراحل ,فرد مجدد با یک ورودی و یک مسیر مانند آن چه پیشتر پیموده مواجه می شود ,بنا بر این افراد بار دیگر وارد می شوند اما این بار با مرحله بالاتری از خلوص روحی . در کلیسای آندو نیز این این مسئله با وارد شدن به تونل باریک پوشیده شده با سقف شفاف و تکرار مراحل فوق نشان داده شده است.در این میان هنوز برخی معماران معاصر ژاپنی ضمن حفظ پیوند با اصول و مفاهیم معماری سنتی این کشور تعابیر زیبایی از کاربرد این اصول در بناهای معاصر را رائه می نمایند.از جمله این تعابیر در پروژه خانه هوریوچی می باشد که در سال 1979 توسط تادائو آندو , معمار معاصر ژاپنی طراحی شد.

2-معبد آب 91-1989(water temple)  - اوجی-:

الف)فرم بنا که از یک زاویه به وضوح دیده می شود و از جهت دیگر از دیدها پنهان می ماند ریشه در عقاید بودیسم و سنت های فلسفی کهن ژاپن دارد.

ب)ورود غیر مستقیم به فضا در معماری آیینی ژاپن بسیار دیده شده است.

ج)گل نیلوفر آبی که در بودیسم سمبلی از بهشت و بنا به اعتقاد ات ژاپنی ها روح آمیدا بودا در آن مستقر است ,  حامی پیامی از بهشت می باشد. این گل هم چنین نشانی از نوزایی در این آیین است.

د) این پروژه به عنوان محل اجتماعی برای اعضای فرقه شینگون در نظر گرفته شده است.

ه) سنگ ها و شن های سفید که بر روی کف مسیر ورودی ساختمان معبد دیده می شود , تداعی کننده اولین مرحله تطهیر نفس در آیین های ژاپنی است.

و)آمیختن با طبیعت و مواجه شدن با آب زلال به عنوان آینه , همه جانبه های مورد استفاده در مدیتیشن و اعمال بودیسم ژاپنی است.

ز) استفاده از دیوار ه های مشبک چوبی به شکل مربع در داخل معبد , دقیقا از سنت های فضا سازی معابد فرقه شینگون است که همانند این معابد , مجسمه آمیدا بودا نیز در مرکز آن دیده می شود.

ح) ورودی نمادین تعبیه شده در دیوار بتنی عظیم اشاره به ورودی های نمادین کوچک در میان باغ های چای بودیسم و از جمله باغ چای فوشینان دارد.

ط) استفاده از طرح ماندالای بودیسم در پلان ساختمان.

ی) یکی از اصول مهارتی فرقه شینگون , استفاده از تکنیک مدیتیشن به وسیله دو ماندلا یا جهان نما می باشد .یکی از این ماندلا ها( کونگو کای )یا( دنیای بی انتها ی حکمت )است , که در برخی کتب از آن به نام ((جنبه الماس)) یاد می شود و دیگری نماینده (تایکوکای )یا (دنیای کوچک محسوسات) است , که در بعضی کتب با نام ((جنبه زهدان)) خواند ه می شود. و در واقع , دنیای هستی در این دو جهان نما تصویر شده است .در این طرح آندو با استفاده از انعکاس آسمان بی انتها در استخر به فرم ماندلا ,جهان بی انتها ی حکمت شینگون (جنبه الماس ) را تداعی نموده است و با قرار دادن فضای کوچک معبد در زیر استخر و استفاده از نور و دکور قرمز که هنگام غروب تشدید می گردد , جهان کوچک محسوسات ((جنبه زهدان )) را نمایانده است.

زهرا رستمی

 

 

 

نوشته شده در Mon 3 May 2010ساعت 14:15 توسط Zahra Rostami|

 بخش اول

 نگاه ها و نگرش های متفاوتی در چگونگی پیوند بین معماری معاصر و معماری سنتی در دوره های تاریخی متفاوت ارائه شده است.پیوند با معماری گذشته در نگاه های کلاسیک گرا یک پیوند شبیه سازانه است.مدرنیست ها به گونه ای پیوند با هر آنچه را که به تاریخ مربوط می شود ,به طور اولیه رد کرده و نقد پست مدرنیست ها بر این موضوع در آثار پیشگامان آنها به یک ارتباط تقلید گونه و غیر منسجم با تاریخ منجر می شود.به نظر می رسد ک لزوم این ارتباط با معماری گذشته در سر زمین هایی که معماری , آمیزشی منسجم با سنت ها و آیین ها ی مردمان آن سرزمین دارد, بیشتر احساس می شود , چرا که این امر در پردازش هویت آن سرزمین نقش مهمی می تواند ایفا کند.

ژاپن سر زمینی با پیشینه ای کهن از معماری سنتی –آئینی و مفاهیم و فضاهای متفاوت در طول زمان متناسب با این آیین ها و سنت ها شکل گرفته است.در معماری تاریخی ژاپن دو عنصر آئین کهن و ادیان , نقش مهمی در شکل گیری کلیت فضای معماری داشته است.نقش این عناصر به گونه ای بوده که مفاهیم سنتی در فضای معماری تبلور پیدا کند.چگونگی آمیختگی این دو عنصر با زندگی مردم ژاپن در طول زمان سبب شده که معماران معاصر ژاپن نیز در خلق فضا های معماری جدید به مفاهیم و فضاهای معماری سنتی ژاپن توجه داشته باشند.چگونگی ایجاد پیوند با معماری گذشته در سرزمین هایی که دارای سابقه ای کهن از معماری سنتی می باشند, همواره به عنوان یکی از دغدغه ها و بیانی دیگر از چالش های معمار معاصر چنین سرزمین هایی مطرح بوده است.در ژاپن نیز به دلیل آمیختگی اصول و آئین های مذهبی با زندگی مردم در طول زمان لزوم توجه به این پیوند توسط معماران معاصر ژاپن احساس شده است.در این میان تادائو آندو که یکی از سه معمار ژاپن جایزه بین المللی پریتز کرز بوده است , بیش از دیگران در آثارش به این امر توجه داشته است.تحلیل این گونه آثار وی می تواند زمینه ی تبلور مفاهیم سنتی در معماری معاصر ژاپن را فراهم آورد.مقاله ی حاضر با بازشناسی این مفاهیم در آثار تادائو آندو , سعی در شناخت رویکرد غالب در آثار معماری وی دارد.در این راستا تعداد 5 پروژه که به نظر حائز شفافترین نشان ها از نحوه ی نگرش آندو به پروژه های معماری است, مورد مطالعه قرار می گیرد و در نهایت نتایج حاصل از پژوهش فوق بیان می گردد.

 ریشه ها و گرایش ها در آثار معماری تادائو آندو:

در مقایسه با معماران خلاقی چون تانگه- ماکی- ایسوزاکی و دیگران , مینیمالیسم شاعرانه ی آندو نمونه ای روشن از ویژگی های پست مدرن را برای ریسیدن به یک معماری مردم وار به نمایش می گذارد واین نقطه مقابل قواعد سر سختانه ی مدرنیسم است .

آندو فرم ساختمان را به ساده ترین  شکل ایجاد می کند, تا بتواند خلوص فضایی آن را افزایش دهد, در نتیجه ارتباط بین فرم ها را ازبین برده و از فرم به صورت مجزا استفاده می کند. این فرم ساده فضای خالصی را ایجاد می کند . بنابر این نقطه دید ما بیشتر به فضا معطوف می شود ,تا بازی فرم, علاوه بر فرم , مصالح و رنگ ها نیز ساده انتخاب می شوند. ساختمانهای آندو حاوی منابع نور بسیار زیاد می باشند,که در نتیجه وجود بازشو ها به فضای آزاد و استفاده زیاد از آجرهای شیشه ای ایجاد شده است.از جمله پیوند های آندو با معماری گذشته ژاپن,استفاده از طرح حیاط های مرکزی موجود در خانه های سنتی , در شهر اوزاکا می باشد,که آندو این طرح را در مقیاس شهری مورد استفاده قرار داده است.استفاده از پلکان بزرگ و پل های ارتباطی در فضای روباز , همه و همه از تمهیداتی است که آندو برای کاستن از فضای بسته و محبوس مسکونی شهری  , به کار برده است.ایده های آندو به خصوص از اواسط دهه 1980 , یعنی هنگامی که استفاده از تراسها و فضاهای روباز و اتصال مجموعه های ساختمانی توسط پل ها ی ارتباطی و همچنین شکل گیری بناها در اطراف حیاط های مرکزی رواج یافت,به سرعت در همه جا مورد استفاده قرار گرفت.در رابطه با معماری آیینی گذشته ژاپن نیز , آندو حائز نگرشی متفاوت و خاص خود می باشد. به طور مثال وی رسوم تجدید ساخت در ایزه را تلاشی بی وقفه در جهت رسیدن به خلوص معنوی دانسته و معتقد است حس خلق کردن به ویژه در معابد ایزه به شکلی زیبا و ابتدایی دیده می شود.در رابطه با مصالح به کار رفته در بناها, به نظر آندومصالح اگر چه ابزاری برای خلق فضاست ,اما به تنهایی برای بیان معماری کافی نیست .وی استفاده از چوب را درایزه بسیار ساده و با خلوص بالا و متفاوت و با استفاده از این مصالح در چایخانه های  ژاپن می داند.در حقیقت خلوص و سادگی کار های این معمار ژاپنی , ریشه در معماری سنتی ژاپن و از جمله معابد ایزه دارد.پیوند این معمار با گذشته به نحوی است که حتی رنگ های معماری خود را نیز بر گرفته از رنگ های مو نو کروم فضا های معماری سنتی ژاپن می داند. از نظر آندو با وجود اینکه در رابطه با جلوه های زیبایی معماری ژاپن ,به ویژه از طریق تحلیل معبد نیکوNikko Toshogu و بناهای قصر کاتسورا بحث های زیادی مطرح گردیده است.اما می توان معماری  ژاپن را به دو قطب متغیر پیرامون سبک ژاپنی Sukia نیز تعبیر نمود. از نظر وی معماری سبک سوکیا را می توان, استفاده هوشمندانه ای از طبیعت دانست. پردازش به فضا های داخلی در معماری چایخانه ها را که به خصوص در نتیجه ی کوچکی فضا تشدید می گردد , یکی از جنبه های سبک سوکیا دانسته و معتقد است که معماری معاصر ژاپن را بسیار تحت تاثیر قرار داده است. از نظر وی پست مدرنیسمی که در دهه ی 1980 در ژاپن به منصه ی ظهور رسید , بیانی دیگر از ویژ گی های سبک سنتی سو کیا می باشد.

منبع:مهندس پرهام بقایی-آرین امیر خانی -دکتر مجتبی انصاری -علی اکبر تقوایی(تحلیل آثار تادائو آندو)

 ماهنامه هنر ش۱۳۰ -۱۳۸۸

 زهرا رستمی

نوشته شده در Mon 5 Apr 2010ساعت 0:49 توسط Zahra Rostami|

 

studios architecture: taipei pop music center


they based their design around the 'cicada' insect now largely extinct in taiwan.
'cicada pop' represents the re-birth of the natural world in a growing taipei, and a traditional
symbol of transcendence in china.
 
the meta-scale of the new pop music center is a beacon for the 'incomplete cityscape'
of nangang district of the city that asserts the power of pop music and youth. the cicada
breaks the limitations of the project site, and turns to face the center city, the danshul river
and the taiwan strait beyond.
 
the visitor is enveloped in a multi-leveled colorful world of pop. cicada pop is to be an icon
of taipei city, where offices, shops, plazas, a main hall, hall of fame, live houses and an
enormous flat-floored outdoor performance space is conceptualized as a great venue, placed

 

 

 

 

  

نوشته شده در Sat 12 Dec 2009ساعت 11:15 توسط Zahra Rostami|

 

*   کتاب شناسی 3

دکتر علی صارمی -گذر و درنگ –نشر خاک

 چاپ اول 1387

در این کتاب مجموعه ای از کروکی ها گرد آوری شده .مهمترین ویژگی این کتاب نسبت به سایر کتابها ی موجود در بازاراین است که مجموعه گرد آوری شده طی سالهای 1343 تا 1386 است.کروکی های که تنها به قصد ایجاد مجموعه ای در فرصتی اغلب ناکامی و نه در محیط –در فضای محقر آپارتمانی دست ساخته معمارانی از همین دست چون تکالیف نوروزی کشیده شده اند.خط در این کروکی ها تنها به تعریف محدوده ها و مرز های فرم- اشیا یا سایه –روشن و از این قبیل نمی پردازد.در بسیاری موارد –تجریدی است از برداشتی خاص و لحظه ای – امپرسیونی حاصل درنگ در گذر است.کتاب گذر و درنگ مجموعه ای است که از دهه اول تاسیس دانشکده هنرهای زیبا آغاز و تا کنون همرا ه آدمهایی ادامه می یابد که به نوعی صورتگر معماری معاصرما هستند.در این کتاب هم از مناظر بومی و روستایی کروکی کشیده  شده و هم از تک بناهای مدرن و یادگار معماری.این کتاب در 4 فصل متفاوت با نام های :زیستگاه –فضا –زندگی –و مرگ در اختیار دانشجویان و دانش پژو هان قرا رگفته است.

 

مهندسین مشاور نقش- نقد آثاری از معماری معاصر ایران-معاونت شهرسازی و معماری –دفتر معماری و طراحی شهری –انتشارات مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهر سازی و معماری

چاپ اول 1387

در میان بناها و آثار فراوان معاصر ایران-چندین اثر وجود دارند که صفت ارزشمند بودن را دارا هستند و بیشترین شکل ارزشی آنها –بی تردید می تواند جنبه معمارانه باشد که آنها را ماندگار هم ساخته است.این معماری معاصر هم از جنبه تاریخی و هم از بعد زمانی –دوره ای کوتاه داشته است اما می توان پنداشت که به اشکال گوناگون عصاره میراث گرانقدر گذشته و تجربیات غنی پیشینیان است.این کتاب از معدود آثار انتشار یافته در زمینه معماری معاصر ایران است که به طیفی انتخابی و منطقی از آثار معماری حدود نیم سده گذشته کشور- هم از زاویه تشریح و توضیح فیزیکی فضاها و هم از منظر تحلیلی و تبیین نظری معماری پرداخته است.این کتاب مجموعه ای است از سیزده نوشتار که هر کدام یک اثر تحلیل و نقد شده است .این آثار از میان بناهای معاصر ایران انتخاب شده و اغلب آنها متعلق به سالهای دهه 40 و 50 شمسی است.وجه مشترک این آثار که دلیل انتخاب آنها بوده – بهره گیری طراحانشان از برخی ((اصول)) یا ((عناصر)) معماری سنتی ایران بوده است.از آثار ارزشمندی که در این کتاب مورد نقد قرا رگرفته است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مدرسه ایرانشهر -  بنای یادبود بو علی سینا –مسجد دانشگاه تهران – تئاتر شهر –موزه هنر ای معاصر –مدرسه عالی مدیریت –ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر –کانون توحید و.....

 

نیکوس ا سالینگروس –یک نظریه معماری – تر جمه زرین مهر و زهیر متکی –انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقاتی شهر سازی و معماری –چاپ اول1387

دکتر سالینگروس در این اثر – برخی از وجوه طراحی را که به صورت سنتی در حیطه هنر گنجانده می شود و تا کنون به توصیف علمی تن نداده بود تبیین می نماید.آثار منتشر شده او بر آفرینش یک نظریه ریاضی در باره ساختار فرم- ایده هایی را از نظریه در هم تنیدگی –فرکتال و ترمو دینامیک به هم در می آمیزد .این ایده ها با توجه به تسلط مئولف بر حوزه های مختلف فیزیک و ریاضی مانند برخی دیگر از تحقیقات میان رشته ای –صرفا نگاهی سطحی به قلمرو طراحی ندارد –بلکه آنچنان در این گستره عمق می یابند که بنا بر عقیده بسیاری از صاحبنظران –تاکنون کمتر اثری این چنین سودمند و کارآمد به رشته تحریر در آمده است.این کتاب گامی در راستای تطابق با شرایط بومی و محلی است. با به کار گیری دستاوردهای این اثر –کشورهای در حال توسعه به جای وابستگی به کشورهای غربی –از نظر مصالح و اندیشه های پشتوانه ساخت محیط –منشا شکل دهی به محیط خود را در دسترس خویش می یابند.مطالب این کتاب در 12 فصل به شرح زیر ترجمه و تدوین شده است:

1-قوانین معماری از دیدگاه یک فیزیکدان 2-یک مبنای علمی برای آفرینش فرم ها در معماری 3-همکاری سلسله مراتبی در معماری و لزوم وجود تزئینات از نظر ریاضی4-ارزش حسی تزئینات5-زندگی و در هم تنیدگی در قیاس با ترمو دینامیک6-معماری –الگو ها و ریاضیات7-کف سازی –تجسمی از معنا در یک ذهن فرکتال 8-مدول گرایی و شمار گزینه های طراحی 9-بنیاد گرایی هندسی 10-فرایند داروینی و یادمانه ها در معماری 11-دو زبان برای معماری 12-یادمانه های معماری در جهان اطلاعات

 

امیر بانی مسعود – پست مدرنیته و  معماری (برسی جریانهای فکری معماری معاصر غرب 200-1960)اصفهان –خاک-پاییز 1386

در این کتاب سالهای تلاقی فلسفه و معماری به گونه ای نظام بند عنوان شده و مئولف کوشیده است هر فصل را مستقل از سایرفصلها و برا اساس بستر فکری مطرح شده در دانشگاه های ایران – به گونه ای آموزشی مطرح کند –اما در عین حال خوانندگان غیر متخصص هم بتوانند نظریه ها و سبکهای معماری معاصر غرب را فرا گیرند .این کتاب که در شانزده فصل و بر اساس ارتباط پست مدرن با علم گرایی –زیبایی شناسی –دگرگونی مفاهیم فضا – فمنیسم و فرهنگ عامه تدوین شده است –به بیان نظرات بوم گرایان عصر پست مدرن – نئو خرد گرایان معاصر- پیش قرا ولان پست مدرن کلاسیسم –زیست محیط –دیکانستراکشنو در نهایت به پست مدرنیزاسیون و دگرگونی مفاهیم فرم می پردازد.

زهرا رستمی

         


:ادامه مطلب:
نوشته شده در Sun 1 Nov 2009ساعت 15:14 توسط Zahra Rostami|

رویکردهای درست به طبیعت : از شاعرانگی سولیوان تا جامع نگری آلتو 

 بخش دوم

.ارتباط دو سویه معماران با طبیعت در هر دو سح نامحسوس و محسوس روی داده است آنها به طبیعت از طریق زیر یه طور نامحسوس پاسخ گفته اند:

1- الهام بخشی استعاری   2- ار تباط ذهنی    3- توکل زاهدانه  ‚ نیایش شخصی و حتی قربانی کردن خویش

واکنش محسوس آنها به طبیعت از طریق رویکرد های ذیل حاصل شده است:

1- سختمانهای در آمیخته با خطوط زمین  ‚در پلان و نیز در برش   2-((ارتقای))خطوط زمین از طریق ایجاد تضاد با خطوطی که از قبل در تر کیب بندی سایت حضور داشته اند; یا با خلق تنش با و وضعیت های طبیعی غیر الهام بخش و خنثی   3- تضاد مصنوع بشر با زمین  ‚ در پلان یا دربرش 4-پیروی کامل از طبیعت –دست نخورده نمایاندن زمین –ضمن ((دفن)) و ((غوطه ور ساختن)) ساختمان در زمین   5- در هم آمیختگی فضای داخلی و خارجی  ‚ از طریق تدابیر تداوم دید و تخاخل یا از طریق ناصر فضای خارجی در فضای داخلی  6- تاکید و پرداختن به مصالح 7-واکنش های تقلیدی از قبیل :بر داشت های صوری از طبیعت یا برداشت جوهری –وجودی از ویژگی های قوانین طبیعت   .

زهرا رستمی

 

نوشته شده در Sun 6 Sep 2009ساعت 14:6 توسط Zahra Rostami|

 

رویکردهای درست به طبیعت : از شاعرانگی سولیوان تا جامع نگری آلتو  بخش اول

امروزه آثار معمارانی چون لوییس سولیوان  ‚ فرانک لوید رایت  ‚لوکوربوزیه  ‚الیل سارینن ‚گونار آسپلوند  ‚و آتو به ما اطمینان می بخشد که رمانتیک بودن در معنای غیر ارتجاعی آن بیانگر هیچ گونه فریب یا ضعفی نیست.این نوع رمانتی سیسم  ‚ معماری را غنا می بخشد و آن سر شار از احساس و انگیزش می کند .ما  چنین دریافتی از طبیعت را حالتی از ((رویکرد در ست رمانتیک )) می نامیم . و در مقابل نگرش اکسپرسیونیست های فرم گرای ار تجاعی را به مثابه ((رویکرد نادرست))می شناسیم.اولین نشانه انگیزش های رمانتیک با ((رویکرد درست))این  است که طراح به جست و جوی محیط های طبیعی استثنایی به عنوان عاملی برای الهام بخشی  ‚ مئوثر بر می شمردند.معماران و شاعران از جمله مصادیق این حکم هستند.آنانی هم که به دلایلی خاص نتوانستند برای خود ماوایی شخصی در دل طبیعت فراهم کنند  ‚ برای کشف اسرا طبیعت و راز یگانگی آن  ‚ به تکاپو پرداختند در این مورد والت ویتمن و جان اشتاین بک مصادیقی مناسب هستند.تصادفی نیست که بیشتر هنرمندان خلاق  ‚ برای سکونت ود د رجست جوی محیط های طبیعی منحصر به فرد هستند .پیکاسو به یک معنا طبیعت را با هنر خود و هدفش از زندگی برابر می دانست. ژرژ براک –واسیلی کاندینسکی –پل کله و بسیاری از نقاشان دیگر و نیز معمارانی چون لوییس بارگان –لارنس هالپرین-دیمتریوس پیکیونیس و میگل آنخل روشا- از طبیعت بسیار آموختهاند و آموزه های آن را از طریق آثار و نوشته هایشان نشان داده اند .اسکیس از طبیعت و شکل های طبیعی روش مورد علا قه آنها برای مطالعه بوده است .نکته دیگر زندگی بسیار نزدیک با طبیعت برای مدت طولانی است که برای آنها بسیار مهم بوده است .بعضی اوقات ارتباط صمیمی خاص با طبیعت  ‚به نقطه عطفی در زندگی هنر مند تبدیل می شود.بساری اعتقاد دارند هیچ کس نمی تواند طبیعت را به شیوه ای پویاتر از معمارن ببیند  ‚ زیرا که آنها  طبیعت را از زوایای دید متعددی نظاره می کنند .آنها به روش و قواعد سخت عناصر طبیعی مختلف توجه می کنند و به همان اندازه ب ((علل)) تغییرات و پویه شناسی پدیده های طبیعی می پردازند.

منبع:

آنتونیا دس-آنتونیسی-بوطیقای معماری(آفرینش در معماری )-ترجمه-احمدآی-انتشارات سروش۱۳۸۶

 

زهرا رستمی

 

نوشته شده در Tue 1 Sep 2009ساعت 14:4 توسط Zahra Rostami|

قدرت طبیعت

 

 اگر بپذیریم که جوهره شوق زیبایی شناسی در توانایی اثر هنری در بر انگیختن احساسات و هیجانات یکسان در مردم و نیز ار تباط دادن آنها با اثر هنری – و از طریق ار تباط با هنر مند و انسانهای دیگر – نهفته است‚ آنگاه یقینا طبیعت واجد بالاترین در جه ار تباط با قدرت زیبایی شناسی است. شناخت جهان مرئی از طریق وجود نور و به واسطه توجه بشر به طبیعت میسر شدو به تبع آن هنر ها نیز پا به عرصه وجود نهادند.لئوناردو داوینچی که معتقد به طبیعت و ستایشگر او بود می گوید:((نقاشی فرزند زاده طبیعت است ))((نقاشی پایدار می ماند زیرا مستقیما از طبیعت سرچشمه می گیرد.تصورکلی  لئوناردو خلاقیت گونه ای ((نو آوری ضمن حفظ وفاداری )) به طبیعت بود.دیدگاه او از این رو مهم می نمود که مورد قبول نسل بعد واقع شد و یکی از دو قطب اصلی در تقابل رویکردهای طبیعت گرا و انتزاعی را نیز به وجود آورد  ‚ که این تقابل زمینه های تکامل هنر را فراهم کرد.از جمله مفاهیم وابسته به قدرت شناخت طبیعتنیرویی که به هنرمند توانایی ((دیدن)) می بخشد-مفهوم ادراک و ارتباط آن با چشم و ذهن است. آنها در کنار یکدیگر شکل دهنده نوع در یافت بشری از آموزه های طبیعت هستند.لئو ناردو و میکل آنژ((چشم))(باصر)و ((ذهن))(فاهمه)را مهم تر از ((دست)) که ابزار نهایی بیان هنر محسوب می شود می دانستند .بسیاری از هنرمندان نیروی ذهن را تصدیق کرده اند .در حقیقت  ‚بیشتر آثار هنری که در آتلیه به انجام می رسد  ‚غیر از احساسی آنی از موضوع که ممکن است باعث بر انگیختن اثر هنری شود  ‚ حاصل آموزش دادن چشم به دیدن  ‚ و توانایی ذهن برای اندوختن و حمل تصاویر برای لحظه ای است که بیان نهایی رخ می دهد.واسیلی کاندینسکی عاشق طبیعت و در آن سر گردان بود  ‚آن را با ذهن خود می دید و به حافظه می سپرد .او می گوید:((سال ها بعد موفق شدم مناظر طبیعی را با ذهن خود در آتلیه  ‚ بسیار بهتر از خیره شدن به آن در اطراف شهر  ‚ به تصویر کشم))

طراح با ید تلاش کند و بخواهد که عمیقا((ببیند)) و همواره بکوشد تا آنچه را دیده است ((توصیف کند))تنها درک شخصی و تاویل فردی از امور است که در نهایت زمینه ورود ما را به عر صه ای جامع تر و سطحی غنی تر از زیبایی شناسی فراهم می کند .ما با ید بیاموزیم تا چیزهایی را ببینیم که ما را به عنوان معمار علاقه مند می سازد:اشکال  ‚شکل گیری های موجودات طبیعی مختلف  ‚نور و عبور آن از میان عناصر  ‚و مصالح مختلف .بسیاری از معماران و هنر مدان طبیعت را به عنوان علایق شهودی خود مورد تعمق قرار داده اند .به اعتقاد میکل آنژ فرمی که هنرمند به مصالح می بخشد نه تنها در ذهن هنرمند  ‚ بلکه از پیش در خود مصالح وجود دارد .بنا براین هنر مند همواره در کشاکش متا فیزیکی با فرم و اسرار طبیعت است و این فرایندی است مکاشفه آمیز که از طریق آن هنر مند توده فرمی را که از قبل در ذهن خود و نیز در مصالح نهفته است  ‚ کشف می کند .شاید این همان موضوعی باشد که فرانک لوید رایت همواره در بحث مصالح به آن اشاره می کرد .با آنکه رایت به طبیعت عشق می ورزد شاید هیچ گاه نتوانست مانند میکل آنژ به سرشت خارق العاده مصالح دست یابد . او بعضی اوقات  ‚ به رغم ادعایش در فهم مصالح  ‚ در این زمینه دچار شکست می شد.شاید شکست معماران را بتوان به اقتضای ماهیت ویژه انتظام معماری دانست  ‚ چرا که معماران بر خلاف مجسمه  سازان که معمولا با یکی (یا تعداد بسیار کمی) از مصالح به کار می پردازند ‚ با انبوهی از مصالح گوناگون سرو کار دارند.در عین حال  ‚ رایت –و بسیاری از معماران که در طلب یادگیری از طبیعت هستند –بسیاری از اسرار طبیعت  ‚ جنبه های مختلف آمیختن طبیعت با سایت  ‚استقرار ساختمان روی آن  ‚جهت یابی آن ‚ آثار جنبی حرارتی و اقلیمی و گاه حتی جنبه های مختلف فرمی طرز تشکیل ساختمانی طبیعت را فرا گرفته اند.

 

تصاويري كه بر اثر گردباد ايجاد شده                               

       ساختار تارهاي عنكبوت 

 ز

زهرا رستمی

 

نوشته شده در Sat 15 Aug 2009ساعت 14:0 توسط Zahra Rostami|

 تاثیر دیرینه طبیعت 

شاید قوی ترین نوع الهام بخش طبیعت بر مصنوعات بشری را بتوان در یونان باستان مشاهده کرد .یونانیان به طبیعت احترام می گذاشتند .آنها تغییر فصول را جشن می گرفتند و این تغییر را از طریق جشن ها و مراسم با زندگی خود در می آمیختند آنها برای جنگل ها – زمین – آسمان –آب و باروی الهگان –به خدایان و نیمه خدایانی اعتقاد داشتند .الهگا ن الهام بخش ‚دختران خیالی الهام بخشی که اسم مفرد آنها(یعنیmuse) در شکل گیری واژه  music تاثیر گذاشت ‚در طبیعت یونان یا در جنگل های متراکم مسکن داشتند.طبیعت و انسان یکدیگر را مخاطب قرار می دادند و باهم گفت گو می کردند .مردان و زنان جوان به عناصر ‚ ارکان و بن مایه های طبیعت تغییر شکل می یافتند .اسطوره شناسی یونانی سر شار از اسطوره هایی در باره مواجهه انسان و طبیعت است.زنان زیبا ‚شیطان ‚زمین ‚فصول ‚مرگ و زندگی ‚و انسان و طبیعت نقش های خود را با یکدیگر معاوضه می کنند.اینان در اساطیر یونان باستان به یکدیگر وابسته اند.

 

بنا به روایت اساطیری ‚گل های وحشی و خار ها به سر ستون های کورنتین تبدیل شده اند و مار پیچ ‚شکل طبیعی تناسبات و رویش زندگی ‚نقش خود را به سر ستون یونیک بخشید.زیبایی طبیعی  معابد یونانی در نوع خود بی نظیر بود ;معابدی در مجاورت چشمه هایی زیر سایه سار در ختان ‚بر فراز در هایی پوشیده از در ختان زیتون ‚ در سایه سار  کوها ی سر برافراشته –یا درکنار رودها ی خروشان المپ ‚نظاره گر غروب خورشید در پس در یا ...و بسیاریاز این دست .المپ استعاره خانه خدایان یونان باستان بلند ترین کوه سرزمین یونان بود ;پارنا سوس کوهی دیگر با زیبایی وصف ناپذیر ‚ که برای انسان ها سهل الوصول تر بود .

طبیعت برای پیشینیان سیرتی دوگانه داشت :  1-زمینی   2- کیهانی

جنبه اول شامل هر چیزی بود که برای آنها قابل دیدن ‚احساس کردن و تجربه کردن بود.آنها ساختمان های خود را در مکانهایی می ساختند که قابل روئت و محسوس بود ;آنها با الهگان خویش در نمایش شرکت می کردند ‚از ایشان سر خوشی می یافتند و آنها را می ستودند .جنبه دوم شامل جهان فرادست و کیهان بود ; آنها تلاش می کردند تا آن را با ذهن خود در یافت و با هنر خود بیان کنند.جلوه اول طبیعت مبتنی بر دریافتی محسوس بود ‚و یونانیان باستان با احترام گذاشتن به عوامل محسوس در طبیعت دست به ساخت و ساز می زدند.آنها از طبیعت محافظت می کرند و از زمین های بکر برای کشاورزی و دیگر امور زندگی بهره می جستند .علاوه بر آن خانه های خود را نیز در امتداد و در هماهنگی با تو پو گرافی ‚ روی تپه ها و کوههای کم ار تفاع و با عنایت به بهینه سازی شیوه های اجتماعی ‚اقتصادی ‚و نیز کاربرد انرژی بر پا می کردند .آنها از قانون طبیعت در استفاده  حداقل از انرژی و جلوگیری از اتلاف آن پیروی می کردند .آنها با دنبال کردن رد پای بزا و گوسفند ان خود مسیر بهینه را برای جاده کشی انتخاب می کردند .آنها نسبت به دید و مناظر سکونتگاه های خود به اماکن مقدس شرق و غرب بسیار حساس بودند و ساختمانهای مهم و محوطه های مقدس را با دقت نظر مکان یابی می کردند .((استقرار آتنی ساختمان ))(شیوهای که ی/نانیان برای ساخت و ساز در ایالت آتیکا ‚که آتن در آنجا قرار دارد به کار می بردند)طریقهای از احترام گذاشتن به قوانین طبیعی ساختمانی بود ‚در ضمن مناظر و قداست جهان آتنی را نیز حرمت می نها د.آنها با استقرار دقیق پار تنون و ارختیون دید به کوه مقدیس همیتوس را در شرق فراهم آورده بودند.دکسیاد ازطریق پژوهش های خویش در یافت که ((استقرار آتنی ساختمان ))نوعی تجربه طراحی همگانی بوده که به قطب ها ی مهم دسترسی به مجموعه ای از ساختمان های عمومی یا یک مجموعه مقدس بستگی داشته است.بیشتر متون معماری با این گونه عناوین خاص شروع می شوند . شاید زمینی ترین و جامع ترین این عناوین در آثار وینسنت اسکالی از جمله ((زمین ‚معبد و خدایان ))باشد. به هر حال شاید این دلمشغولی به جنبه نا محسوس طبیعت ‚مهم ترین عامل شکوهمندی در یونانیان باستان باشد.آنها گاه این جنبه نا محسوس را از طریق عناصر محسوسی چون ستارگان –ماه و خورشید ادراک می کردند ; و گاه آن را به مثابه روح مطلق می پنداشتند و سر مست آن می شدند.تمدن  بشری با تلاش انسان برای ار تباط با طبیعت و فهم آغاز شد ; طبیعتی که برای او سادگی در یافتنی نبود .شاید بتوان گفت که کل فرایند پیشرفت و تکامل بشری حاصل معاشقه او با طبیعت بوده است ;تلاشی پیوسته برای ار تباط بر قرار کردن با اصول قوانین آن و به واسطه آن ار تباط با انسان های دیگر .

 

منبع:

آنتونیا دس-آنتونیسی-بوطیقای معماری(آفرینش در معماری )-ترجمه-احمدآی-انتشارات سروش۱۳۸۶

زهرا رستمي

نوشته شده در Mon 3 Aug 2009ساعت 19:42 توسط Zahra Rostami|

طبیعت -معمار

طبیعت تاثیر گذار است و در عین حال می توان رد پای آن را در هر پژوهش خلاقیت جست جو کرد .انسان ها از طبیعت تقلید کرده اند;ساختن خشت را از در ختان فراگرفته و از گل ها ی وحشی برای خلق سر ستون ها الهام گرفته اند .امواج در یا نقش مایه هایی را برای خلق جزییات گچ بری و تزیینات به آنها بخشیده است .طبیعت به وضوح دربه کار گیری استعاره در طراحی معماری نقش مر کزیت دارد .طبیعت شاید به مثابه والاترین استعارهسر چشمه استعاره های بسیار مهم و در عین حال متفاوتی بوده است .طبیعت ویژگی ها و بن مایه های خود را برای تامین در آرامش سختی و والای متنند آرامش در یا صدای برگها نقش و نگار زمین و حالات فصول به ما ارزانی می کند.طبیعت سرچشمه احساسات شور و شعف و رایحه فضا و زمان است .بسیاری از احساساتی که طبیعت به وجود می آورد نا محسوس هستند: تغییر ساعات و گذشت زمان که با تغییر رنگ کوها و آسمان عبور نور از لابه لای ابر ها و با سر بر آوردن ماه و غروب خورشید مشخص می شود .تمامی این موا رد کیفیات نا محسوسی هستند که حضور خود را از طریق مشاهده یا تا ثیر عناصر محسوس طبیعت (مثل کوه ها آسمان در یا درها حیوانات و موجودات زنده ) بر ما مشهود می سازند.طبیعت به یک معنا غیر قابل دسته بندی استچرا که با همه چیز در تماس است .روح زندگی را در آنها می دمد و شرایط لازم وجود و رویش وجودات را فراهم می کند .طبیعت دلیل هر گونه ((تغییر پذیری )) است ضمن اینکه مامن ((ابهام))و مکان ناشناخته ها نیز هست.با آنکه هر پژوهشی در باره طبیعت باید به هر دو جنبه آن (محسوس نا محسوس )اشاره شود اما در اینجا قصد داریم درچند پست آینده مورد جنبه محسوس آن صحبت کنیم .

 

نوشته شده در Mon 27 Jul 2009ساعت 13:45 توسط Zahra Rostami|

 پارک تکواندو کره جنوبی

  Weiss/Manfredi
Taekwondo Park: Ascending Passages

Muju, Korea                                                                                                                                                      

ایجاد فضاهای سبز در دل شهر های بزرگ از اهمیت خاصی بر خوردار است این نوع فضا های شهری هم از نظر زیبایی شهر و هم از نظر اینکه فضایی مناسب جهت گذران اوقات فراغت و هم از نظر زیست محیطی اهمیت خاصی دارند و پارکها یکی از این فضاهای شهری محسوب  می شوند. اما هدف ایجاد پار کها می توانند والاتر از اینکه فقط نقش یک فضای سبز و فضایی برای تفریح شهر وندان باشد. می توانند یک مر کز فرهنگی ویا تاریخی و ورزشی باشد. به عنوان نمونه می توان از پارک تکواندو کره جنوبی نام برد پارکی در دل طبیعت و در دامنه یک کوه با حفظ توپو گرافی طبیعی خود .طراح این پارکWeiss/Manfredi) در طراحی خود به تاریخ و فرهنگ مردم کره و بلاخص سه اصل بازی تکواندو :(آمادگی جسمانی – ذهن –تمرکز روح و فکر )توجه خاصی داشته .یک ورزشکار در بازی تکواند و به تدریج و با طی مراحل این ورزش از کمربند سفید تا مشکی که در جه عالی دراین ورزش است تلاش بسیاری می کند .مسیر این پارک همانند یک کمر بند و از پایین ترین قسمت دامنه کوه شروع شده و با طی کردن مسیری کوهستانی به قسمتهای فوقانی پارک ختم می شود مسیرها به رنگهای کمر بندهای ورزش تکواندوست که حلقه وار به یکدیگر متصل هستند .. این پارک  شامل سه قسمت اصلی که در واقع همان سه اصل بازی تکواندو می باشد.برای گذ شتن از یک قسمت و ورود به قسمت دیگر باید از پله ها و پل ها عبور کرد.پایین ترین قسمت سایت پارک یا همان (بدن) شامل میدان وسیعی است و بعداز آن وارد  قسمت دوم که قسمت میانی  پارک یا همان( ذهن) شده که شامل قسمت پژوهش –آمفی تاتر و ساختمانی پلکانی می باشد که درمجاورت آن محل برگزاری بازی های تکواندو خواهد بود.قسمت سوم شامل مر کز بازی های زمستانی –پارک یادبود و آبشار می باشد.پار ک تکواندو کره جنوبی در واقع یک پارک بین المللی و محلی برای برگزاری جشنهای ملی فرهنگی و ورزشی و انجام مسابقات تکواندو خواهد بود .

taekwondo_1


:ادامه مطلب:
نوشته شده در Wed 29 Apr 2009ساعت 12:2 توسط Zahra Rostami|

براون دکی-جی-رد-خورشید باد و نور :طراحی اقلیمی(استراتژی های طراحی اقلیمی در معماری)ترجمه ی سعید آقایی-تهران:گنج هنر -۱۳۸۶

با اینکه ویرایش دوم کتاب با تجدید نظر کلی همراه شده و حجم بیشتری را به خود اختصاص داده است اما اسخوان بندی و چار چوب خود را از ویرایش اول گرفته و به خواننده این امکان را می دهد تا به گرمایش -سرمایش و روشنایی در زمینه ای از عناصر معماری و ارتباط بین آنها.نگاه کند.هدف اصلی مئو لف کمک به طراحان معماری است که خود کارشناس انرژی نیستند تا نتایج انرژیکی تصمیمات طراحی خود را در یابندو از طرفی ارائه ی اطلاعات به آنهاست به گونه ای که بتوانند از مسائل انرژی در ایجاد فرم استفاده کنند و نه فقط محدودیتها را رعایت کنند .مئولف با اذعان بر اینکه استفاده از انرژی در معماری فراتر از آن چیزی است که در کتاب آمده -اما هدف از محدود کردن بحث را تمرکز بر ارتباط میان فرم معماری و کاربرد انرژی می داند .به نظر مئولف ارتباط بین فرم معماری و انرژی بیشتر از آن روست که فرم معماری می تواند عمیقا تحت تاثیر استفاده از انرژی قرار گیرد.این تاثیر باید شناخته شده  ودر فرایند طراحی به آن توجه شود.محور اصلی کتاب آن است که بیشترین تصمیمات که در استفاده از انرژی در ساختمان موثر است در طی مراحل شماتیک پروژه گرفته شود.مباحث کتاب مطابق با موضوع مورد بحث همراه با یکی از مسائل گرمایش -سرمایش یا استفاده از نور روز است.  

دیوس-کالین-شاهکارهای معماری مسکونی جهان در قرن بیستم:پلان - نما -مقطع-تر جمه امین لوافا- تهران-اندیشه خلاق ۱۳۸۷.

خانه های طراحی شده توسط معماران-دسته ای مشخص از تولیدات فرهنگی و هنری هستند که شاید قابل مقایسه با نقاشی از مناظر طبیعی -فیلم مستند یا داستانهای عاشقانه باشند.این حقیقت که خانه ها عموما باید عملکردهایی نیز داشته باشند ممکن است باعث شود که به آنها به طریقی متفاوت بنگریم .برای مثال ممکن است فریفته ی نمومنه های محلی و تولید انبوه شده از شاهکارهای معماری مسکونی جهان در قرن بیستم شویم.خانه های مجزا آمریکایی در دل خانه های بزرگتری مانند کلبه انگلیسی یا خانه های خاص ...این کتاب شامل دسته ای از خانه های نسبتا کوچک که با قواعد هنری شکل گرفته اند .در این کتاب بیش از صد خانه ی قابل توجه و مهم از معمارانی چون لوکوربوزیه-فرانک لوید رایت-آلوار آلتور و برخی از استادان اخیر معماری چون تا دائو ماندو و...می باشد.

زهرا رستمی

 

نوشته شده در Mon 20 Apr 2009ساعت 12:57 توسط Zahra Rostami|

 

 The next project 

House at Jilliby - Open to Nature Design by Fergus Scott Architects

این خانه شخصی متعلق به یک خانواده امریکایی در شهر جیلیبی در استرالیا ست و توسط گروه معماران فرگوس اسکات طراحی شده است.این خانه در دره ای که دامنه های اطراف آن پوشیده از جنگل و درختان است قرار گرفته و از منظر طبیعی بسیار زیبایی برخوردار است

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در Sun 19 Apr 2009ساعت 18:41 توسط Sarrafi nik|

 

این خانه مسکونی کوچک در Fosen  قرار دارد و توسط گروه طراحی Fantastic Norway طراحی شده است.

این کلبه در بالای یک تپه سنگی در دورترین نقطه نسبت به مرکز ساحلی فوزن نروژ قرار گرفته است.این  بنا با دقت در سایت قرار گرفته و با توجه به عوارض طبیعی زمین در این قسمت و چشم انداز وسیع و شرایط اقلیمی خاص این منطقه طراحی شده است.

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در Wed 8 Apr 2009ساعت 15:42 توسط Sarrafi nik|

بام سبز

 یک بام سبز، بامی است که مقدار یا تمامی آن با پوشش گیاهی و خاک، یا با محیط کشت روینده، پوشانده می شود. لفظ بام سبز همچنین می تواند برای بامهایی که مفاهیم "معماری سبز" را مد نظر قرار می دهند، نظیر پانلهای خورشیدی و یا صفحات فتوولتائیک، بکار رود.

تصويري از يك بام سبز

تاریخچه کاربرد بامهای سبز
بامهای سبز مدرن که از سیستم لایه های پیش ساخته تشکیل می شوند، بالنسبه پدیده ای نو می باشند. این نوع بامها در دهه 1960 در آلمان توسعه و به بسیاری از کشورهای اروپا گسترش یافتند. بر اساس برآورده ای موجود، امروزه حدود 10 درصد از کل بامهای آلمان، بام سبز می باشند. ایلات متحده نیز بامهای سبز قابل توجهی دارد، اما تعداد آنها به اندازه اروپا نیست.

 

اجزای تشکیل دهنده بامهای سبز
بطور کلی اجزا عمده تشکیل دهنده یک بام سبز را می توان مطابق شکل زیر نشان داد:

جزئيات بام سبز

منابع:سايت اطلاع رساني آرك نيوز

نوشته شده در Mon 8 Dec 2008ساعت 0:46 توسط Zahra Rostami|