انسان، طبیعت، معماری

دانشجویان طرح ۵  میتوانند عناوین پروژه های انتخابی را در بخش نظرات ثبت نمایند.

موفق باشید

نوشته شده در Mon 7 Apr 2014ساعت 1:9 توسط Sarrafi nik|

بنام حضرت دوست

سال نو سرمنشا خیر و خوبی باد....

سال نو بر همه عزیزان مبارک.

نوشته شده در Sat 22 Mar 2014ساعت 19:53 توسط Sarrafi nik|

دانشجویان درس طراحی معماری یک میتوانند در بخش نظرات همین قسمت نسبت به ثبت  نام و نام خانوادگی وگفتار انتخابی خود اقدام نمایند.

 

در صورت انتخاب تمامی گفتار های کتاب معرفی شده مبتوانید فصلهای کتاب محیطهای  پاسخده  نویسنده آلن الکک و پال مورین

مترجم: دکتر مصطفی بهزاد فر

انتشارات دانشگاه علم و صنعت را  نیز انتخاب کنبد.

نوشته شده در Wed 12 Mar 2014ساعت 12:23 توسط Sarrafi nik|

دانشجویان درس تنظیم شرایط محیطی می توانند تا پایان اسفند ماه عنوان پروژه خود را به همراه نام خود در بخش نظرات همین قسمت ثبت نمایند.

موفق باشید.

صرافی نیک

نوشته شده در Tue 4 Mar 2014ساعت 10:4 توسط Sarrafi nik|

 با سلام

قابل توجه دانشجویان درس طرح 5

موضوع مد نظر جهت گردآوری را در بخش نظرات این پست با ذکر نام خود و همگروهتان ثبت نمایید. 

موفق باشید

نوشته شده در Mon 24 Feb 2014ساعت 0:16 توسط Sarrafi nik|

 

پا يداري شهري

قسمت دوم

تعريف شهر پايدار : شهري است كه حافظ و ارتقاء دهنده رفاه اهالي چه در بلند مدت ، چه در دوره متوسط است، كه درضمن بالاترين كيفيت زندگي انسان از آن به دست بيايد.

شاخصهاي شهر پايدار:

در 1994 ، آژانس بين المللي محيط زيست شهري اروپا ، 9 معيار براي پايداري شهري ارائه نمود:

     محيط زيست سالم و مطلوب

      دسترسي به فضاي سبز

      كارايي در استفاده از منابع

       نسبت استفاده از انرژي تجديدپذير به انرژي تجديد ناپذير

      اقتصاد سبز

      حيات بخشي

      عدالت اجتماعی

      - رضايت از كيفيت زندگي شهري

       -رفاه

      هيلدربراندفري ، بر مبناي سلسله مراتب نيازهاي انساني ماسلو، (تأمين كليه نيازهاي فيزيكي ، ايمني، محيط اجتماعي هدايتگر ، تصوير ذهني مطلوب، فرصت ايجاد خلاقيت و محيط زيبا و مطلوب) معيارهايي جهت پايداري شهر در 3 دسته اساسي    ارائه مي كند:

      الف) ويژگي هاي كالبدي: محدويت توسعه ، تراكم جمعيت بالا، كاربري هاي مختلط، انطباق با شرايط اجتماعي .

      ب)تمهيدات مربوط به شهر و مناطق شهري: حمل و نقل عمومي ، كاهش ترافيك پراكنده كردن حمل و نقل موتوري، سلسله مراتبي از تسهيلات و خدمات و دسترسي به فضاهاي بازسبز.

      ج) شرايط زيست محيطي و بوم شناختي: محيط عاري از آلودگي، سروصدا ، ازدحام و بزهكاري، برقراري ارتباط ارگانيك بين و شهر و روستا .

زهرا رستمی

نوشته شده در Mon 26 Dec 2011ساعت 14:26 توسط Zahra Rostami|

پایداری  شهری

قسمت اول

با افزايش بيش از پيش توان تاثير انسان بر محيط زيست و رشد بي سابقه جمعيت در قرن حاضر و توسعه شهرها ، زيست

بوم هاي كره زمين دچار بحران شده است. آثار منفي زيست محيطي شهر تا آن اندازه افزايش يافته كه بزرگترين تهديد در

مقابل اين زيست بوم ها شمرده مي شود. مصرف بي رويه منابع (بوم شناختي ، اقتصادي و اجتماعي) نگران كننده است و يكي از تبعات آن مورد تهديد واقع شدن و عدم پايداري در كيفيت زندگي شهري است.

پايداری

تعريف پايداري از ديدگاه توسعه اي:

الف: پايداري به توانمندي جامعه اكوسيستم و يا هر سيستم د رحال فعاليت كنوني اطلاق مي شود كه مي تواند تا آينده نامعلوم  ادامه فعاليت داده بدون اينكه بر اثر فرسايش يا تهي شدن منابع كليدي به حكم اجبار به سمت سقوط هدايت شود

ب: توسعه اي كه كيفيت زيستي انسان را در چارچوب ظرفيت حامل  سامانه هاي پشتيباني كننده محيط زيست (اكوسيستم بهبود مي بخشد.

ابعاد پايداري

پایداری بوم شناختي :

پايداري بوم شناختي را مي توان در تداوم و ارتقاي سلامت و كاركردهاي اصلي محيط زيست تعريف نمود.

اصل مهم در تفكر پايداري نگرش چند مقياسي / فرامقياسي نسبت محيط زيست و مديريت فعاليت هاي انساني در چارچوب

چنين چشم اندازي از محيط مي باشد . بر مبناي تعريف ، هر فعاليت توسعه انساني ( نظير ساخت محيط انسان ساخت ). در حيطه يك يا چند بوم سامانه اصلي اتفاق مي افتد . لازمه برقراري و يا تداوم حالت پايدار در يك بوم سامانه همزيستي و ارتباط متعادل تمام اركان و عناصر آن با يكديگر و با محيط فراتر مي باشد .

پايداري اجتماعي فرهنگي

تغييراتي كه براي به بارنشستن آينده پايدار ضروري است ، همواره قيد و بند فرهنگ اجتماعي هر جامعه مي باشد ولازمه آن تغيير و بازبيني الگوها و ارزش هاي اجتماعي ناهمسان و نيز احياء باورها، سنت ها و الگوهايي است كه رشد درفرهنگ تاريخي يك جامعه داشته و موافق و منطبق با تفكر پايداري مي باشد .نخستين قدم در اين فرآيند تضمين قطعي دررفع نيازهاي اصلي جامعه است همچنين اقتصا ددانان نقش نظام هاي اجتماعي را در نيل به فرآيند پايدار رشد اجتماعي به كمك دو اصل سرمايه

          انساني

           سرمايه اجتماعي

توضيح مي دهند.

جامعه پايدار:

 بر اين مبنا جامعه پايدار ، جامعه اي است كه در آن همزيستي متعادل جامعه انساني و محيط زيست طبيعي در راستاي بهره مندي توامان اجتماعي – اقتصادي برقرار گردد. خصوصيات چنين جامعه اي عبارتند از:

الف) بهره مندي مكفي از سرمايه هاي اصلي

ب) مشموليت / دربرگيرندگي (تنوع نژادي و فرهنگي و... در جهت افزايش سرمايه اجتماعي)

ج) برخورداري از سلامت ورفاه

د) برخورداري از آموزش 

ه) رشد و ارتقاي تعامل اجتماعي

 و)برخورداري از اصول و ارزش هاي پايدار


زهرا رستمی

 


نوشته شده در Sun 11 Dec 2011ساعت 14:17 توسط Zahra Rostami|

 

تولید برق از شبنم

 گروهی از محققین ایالات متحده آمریکا با شبیه سازی فرایند تعریق برگها و تولید شبنم توانسته اند مولد الکتریکی بسازند که می توان از آنها برای تولید برق استفاده کرد.این محققان معتقدند: از آنجا که برگ های طبیعی به طور پیوسته آب خود را از طریق ریشه های درخت و آوند ها در یافت کرده و سپس در جریا ن فرایند ی که(( فراتراوش)) نامیده می شود از دست می دهند.بنابراین می توان از طریق تولید برگ های جدید مصنوعی نیز پمپاژ آب را به طریق مکانیکی شبیه سازی کرد  از این فرایند برای تولید الکتریسیته استفاده نمود.دانشمندان برگهای خود را از روی هم قرار دادن لایه های شیشه ای ساختند که در میان آنها شبکه ای از لوله های مویین حامل آب قرار داده  شده بود .دقیقا مانند آوند های روی یک برگ طبیعی .

 

آوند های کوچک تر تا لبه لایه های شیشه ادامه می یابند و انتهای آنها بازاست تا قطرات آب از آنجا خارج شده و تبخیر شوند.به این ترتیب در آوند میانی برگ که دیگر آوند ها ازآن منشعب شده اند آب را با سرعت تقریب ی5/1 سانتی متر بر ثانیه حرکت می دهند.این دانشمندان  صفحات فلزی را به دیوار های آوند اصلی افزودند و آنها را به یک مدار متصل کردند .صفحات بار دار شده و آب درون آوند ها –ساندویچی از دولایه رسانا را به وجود می آورند که با یک لایه عایق از هم جدا شده و در عمل یک خازن ساخته می شود.با قطع متناوب جریان آب به درون آوند این برگ به یک منبع تولید برق تبدیل می شود.این کار هم با وارد کردن متناوب حبابهای هوا به داخل آوند انجام می شود.با توجه به خصوصیات الکتریکی متفاوت هوا و آب هر بار که یک حباب از میان صفحات عبور می کند ظرفیت این دستگاه تغییر می کند و به این ترتیب یک جریان الکتریکی کوچک به وجود می اید این جریان از یک مدار خارجی می گذرد که به نوبه خود برای اعمال ولتاژبه یک خازن ذخیره انرژی مورد استفاده قرار می گیرد.هر چند که خروجی توان این روش قابل رقابت با فناوری خورشیدی نیست –اما این سیستم می تواند به عنوان یک فناوری تکمیلی عمل کند (نور خورشید ی که انرژی الکتریکی خورشیدی را تامین میکند می تواند با تسریع در فرایند تبخیر –انرژی الکتریکی تولید شده از سیستم اصلی خورشیدی را نیز تقویت کند.

نوشته شده در Sat 23 Jul 2011ساعت 14:30 توسط Zahra Rostami|

 

بخش اول

هندسه خانه زنبور عسل

هر یک از خانه های زنبور عسل از یک شش ضلعی که شش زاویه دارد تشکیل شده.این شش ضلعی روی یک هرم قرار گرفته.وضع ساختمان این خانه ها از لحاظ هندسی طوری است که وقتی عسل در آن پر شد. هرگز نمی ریزد مگر این که ناگهان یکی از ردیفها که هر یک دارای خانه های مختلف است خراب شود.به گفته دکتر ریید از مشاهیر علم هندسه –اگر ما بخواهیم از فضاییی استفاده کنیم به طوری که هیچ نقطه خالی بدون فایده بین بناهای ان باقی نماند باید آن فضا را به سه طریق تقسیم کنیم:

1-در آن مثلث هایی به وجود آوریم که هر سه ضلع آن مساوی باشد.

2-مربع هایی بسازیم که هر چهار ضلع ان متساوی باشند.

3-شش ضلعی هایی به وجود آوریم که هر شش ضلع متساوی باشند.

ولی مزیت شش ضلعی متساوی الاضلاع بر سایر اشکال بیشتر است و زنبور ها هم همین شکل را برای ساختمان خود انتخاب کرده اند.این نظم که زنبور ها در در ساختن خانه از آن پیروی می کنند چند فایده بزرگ دارد:

1-   به وسیله این گونه مهندسی زنبور ها حد اعلای صرفه جویی را رد موم می نمایند

2-  با این مهندسی در تمام فضای یک ردیف –خانه ساخته می شودبدون آن که یک میلی متر فضای خالی و بدون مصرف در ان بماند.

3-  از لحاظ استحکام ساختمان –زنبورها بهترین را اجرا می کنند به طوری که می توان گفت که اگر روزی ما انسانها بتوانیم این طور ساختمان بسازیم که قاعده هر خانه یک هرم و خود خانه شش ضلعی باشد هرگز خانه ها ی ما ویران نخواهد شد-برای اینکه هر خانه نگه دارنده خانه دیگر است و خود نیز از طرف خانه های دیگر نگاه داشته می شود.

زهرا رستمی

 

 

نوشته شده در Wed 22 Jun 2011ساعت 21:30 توسط Zahra Rostami|

سال نو مبارک

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :  

 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند. ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي


  


در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) . 

صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.

نوشته شده در Fri 18 Mar 2011ساعت 20:34 توسط Zahra Rostami|

 

مجله اینترنتی  معماری منظر

http://manzar.ws

                                                                                         .landscape architecture magazine

 
نوشته شده در Thu 3 Mar 2011ساعت 22:45 توسط Zahra Rostami|

 
شهر تاریخی بدون حریم منظر


مگر یزد هم حریم منظر دارد؟

مطالعات ساختمان جایگزین بیمارستان شهید رهنمون از دور اول سفرهای استانی هیات دولت به یزد آغاز شد.تا اینجا ی ماجرا همه چیز از اتفاقی خوب برای شهر یزد حکایت می کند اما ارتفاع بیمارستان شهید رهنمون حریم منظر بافت تاریخی یزد را مخدوش می کند.یکی از اعضای شورای مرکزی تشکل های دوستدار میراث فرهنگی شهر یزد مصطفی فاطمی می گوید: ((حریم منظر در تمام دنیا برای بافت های تاریخی وجود دارد و برای بافت تاریخی یزد نیز باید آن را در نظر گرفت .این بیمارستان 9 طبقه  منظر یکدست بافت تاریخی یزد را مخدوش می کند .اگر از بالای میدان امیر چخماق مسجد جامع یا زندان اسکندر  به بافت شهر یزد نگاه کنید می بینید که یک ساختمان نا متناسب با دیگر بناها در حال ساخت است. )) چندی پیش 46 تشکل دوستدار میراث فرهنگی در سراسر کشور بیانیه مشترکی نوشتند و خواستار جلوگیری از بلند مرتبه سازی درون و حاشیه بافت تاریخی یزد شدند.مدیر کل میراث فرهنگی استان یزد در جواب این بیانیه اعلام کرد که به دلیل واقع شدن بیمارستان در خارج از بافت تاریخی شهر یزد مسئولیت آن با وزارت مسکن و شهر سازی است و باید به این وزارت خانه اعتراض کرد.اما جالبتر از همه جواب شهردار یزد به مطبوعات می باشد. ((حریم منظر برای بافت تاریخی یزد تعریف نشده است که این بیمارستان بخواهد آن را مخدوش کند .برخی آن را با برج جهان نما در میدان نقش جهان  اصفهان مقایسه می کنند  که باید بگویم آن میدان ثبت جهانی شده و در پروتکل آن حریم منظر تعریف شده بود اما چنین چیزی برای بافت یزد تعریف نشده و اساسا این بافت هنوز ثبت جهانی نشده است.)) اما مصطفی فاطمی می گوید:(( اکنون پرونده یزد برای در خواست ثبت جهانی از یونسکو در حال گرد آوری است و در همان پرونده حریم منظر تعریف شده است .ما نمی توانیم کار خودمان را با فقدان قانونی که میراث فرهنگی به دلیل تعلل تعریف نکرده است  توجیه کنیم.)) در کل می توان اینگونه قضاوت کرد که نوع نگاه مسئولان شهر یزد به بافت تاریخی این شهر بسیار متفاوت است. اعضای شورای شهر و شهردار یزد معتقدند که بافت تاریخی یزد حدود 700 هکتار وسعت دارد و اگر نخواهند به ان دست بزنند همه کارهای شهر تعطیل خواهد شد.فعالان میراث فرهنگی می گویند ساختمان هایی که می توان آنها را در جای دیگر ی از شهر ساخت نباید باعث بی قواره   شدن منظر بافت تاریخی یزد شود و این فعالیت ها مانع ثبت جهانی

بافت تاریخ
ی در یونسکو می شود..
مجموعه این اختلاف نظر ها کلاف سردرگمی ایجاد کرده است که گره آن هر روز فشرده تر می شود همین گرده باعث شده است پرونده یزد تا کنون 3 بار در ثبت جهانی تاریخی یونسکو ناکام بماند.اینک شهر یزد با تمام این بی تفاوتی ها نسبت به بافت تاریخیش منتظر نشسته تا ببیند که آیا با وجود بیمارستانی 9 طبقه در دید رس نظاره گران بافت تاریخی این بافت با زهم ثیت جهانی خواهد شد یا نه.                                                                                                                                                                                                                                   
نوشته شده در Sun 27 Feb 2011ساعت 22:10 توسط Zahra Rostami|

 

معماران چه می گویند...

ویلیام موریس : معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را احاطه می کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم نمی توانیم از حیطه آن خارج شویم زیرا معماری عبارت از مجموعه تغیرات و تبدیلات مثبتی است که همامنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده ار آن مستثنی هستند

 بهرام شيردل : معماري هنر نيست، معماري علم است و بايد در خدمت جامعه باشد.

 آنتونيوگااودي : معماري بازگشت به طبيعت و زيست محيط است.

لوكوربوزيه  : معماري بازي احجام زير نور است .

والتر گروپيوس : از قاشق غذاخوري تا شهر دامنه كار معمار را تعريف مي‌كند .

آيزنمن : معماري امروز ما بايد منعكس كننده شرايت ذهني و زيستي ما باشد و آنچه كه در معماري امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشي از زندگي ما است .

 

نوشته شده در Sun 30 Jan 2011ساعت 23:18 توسط Zahra Rostami|

موضوع:اکو پارک جنگلی  نور

دانشجو:مهندس فرنوش دباغیان دانشجوی کارشناسی ارشد معاری منظر دانشگاه شهید بهشتی

زمان:۱۰/۱۱/۸۹

مکان:دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی

نوشته شده در Tue 25 Jan 2011ساعت 21:55 توسط Zahra Rostami|

 
باغ ایرانی

ایرانیان از قدیم الایام به ساختن باغها و باغچه ها در حیاط ها و دور و بر بناها علاقه خاصی داشته اند.شاید خاطره میهن اصلی و خاستگاه قوم آریا منشا این علاقه بوده است.آنها باغچه  هایی را که دراطراف بنا می ساختند ((په اره دئسه)) می نامیدند که به معنای پیرامون دژ یا ((دیس ) بود .((دیس )) یعنی بنا و کسی را که دیس می ساخت ((دیسا)) یعنی بنا می خواندند.فرمانروایان شهرهای داخل ایران یا شهرهای قلمرو شاهنشاهی ایران در خارج همه ملزم به ساختن چنین باغهایی بوده اند.مثلا یکی از این ((په اره دئسه )) ها یا پردیس ها در تخت جمشید بود که خشایار شاه در هنگام بر شمردن نام بناهاییی که ساخته از آن یاد کرده است.واژه پردیس به معنای بهشت در زبان عربی به فردوس و در زبانهای دیگر به پارادایز تبدیل شده است.خود بهشت یا ((وهشت))  به معنای بهترین زند گی  است و این بهشت به شکل باغی سر سبز و خرم و زیبا مجسم می شده است.ما برای این مفهوم واژه جنت-فروس –بهشت یا رضوان را به کار می بریم.در فارسی قدیم واژه پالیز هم به همین معنا بوده است چنان که فردوسی گفته است(( وز آنجا به پالیز بنهاد روی))

بنابراین ایرانیان تصور ذهنی شان را از بهشت که به پاداش اعمال نیک به آنها می بخشیده اند در باغهای یی سر سبز و خرم تجسم بخشیده اند .در بهشت کوثر هست و در ختان و گلها و جویبار ها  و در باغ نیز آب روان خوش و گلهای زیبا و درختهایی که می توان در سایه آنها آرمید و این همه محصور در دیواری که مانع ورود جهنمیان به آن شود.

persian garden

 

بر گرفته از مصاحبه دکتر پیرنیا با مهندس فرهاد ابوالضیا که  در سال ۱۳۵۸انجام شده ودر سال ۷۳ در مجله آبادی به چاپ رسید

منبع:

آبادی -سال چهارم شماره شانزدهم زمستان ۷۳

زهرا رستمی

 

نوشته شده در Sat 15 Jan 2011ساعت 22:30 توسط Zahra Rostami|